ابوطاهر جنابی
ابوطاهر سلیمان جنّابی«گناوه ای» (۹۴۴–۹۰۶ میلادی)، فرمانروای دولت قرمطی در بحرین و شرق عربستان بود که در سال ۹۳۰ میلادی اشغال و تاراج مکّه را فرماندهی کرد.
ابوطاهر | |||||
---|---|---|---|---|---|
فرمانروای قرمطیان | |||||
![]() | |||||
سلطنت | ۹۲۳–۹۴۴ | ||||
تاجگذاری | ۹۲۳ | ||||
پیشین | ابوسعید جنابی | ||||
زاده | ۹۰۶ میلادی بحرین | ||||
درگذشته | ۹۴۴ میلادی بحرین | ||||
| |||||
دودمان | قرمطیان |
ابوطاهر که پسر ابوسعید بهرام جنّابی- بنیانگذار دولت قرمطی - است، در سال ۹۲۳ م به فرمانروایی رسید و بیدرنگ کارزار توسعهطلبانه و تهاجمی را بر ضدّ مناطق پیرامونی دولت قرمطی سازماندهی نمود. او در همان سال به قدرت رسیدنش (۹۲۳ میلادی) به بصره تاخت. به گفتهٔ ابنکثیر «در این حمله هزار و هفتصد سواره تحت فرمان او بود و پس از عبور از حصار شهر هفده روز در آنجا ماندند و بسیاری از مردم را کشتند». ابوطاهر در ۹۲۷ م کوفه را هدف تاخت و تاز قرار داد و با شکست دادن لشکر عبّاسی، حتّی بغداد را نیز تهدید کرد. نیروهای او پس از عدم موفّقیت در ورود به شهر بغداد، بیشتر مناطق عراق را از جمله رقّه، قادسیه، رأسالعین، کفرتوثا و موصل به باد غارت و تاراج دادند.
تهاجم به مکّه
ابوطاهر در سال ۹۳۰ م پرآوازهترین تهاجم قرمطیان را رهبری کرد که طیّ آن مقدّسترین اماکن و ابنیّهٔ اسلامی در شهر مکّه مورد چپاول و اهانت قرار گرفتند. وی که بدواً قادر به ورود به شهر نشدهبود، بر پایهٔ حقّ به رسمیت شناختهشدهٔ ورود هر مسلمانی به خانهٔ خدا، خواستار اذن ورود شد و در مقابل سوگند یاد کرد که حرکتش مسالمتآمیز باشد. امّا به محض ورود به شهر، سپاه قرمطی شروع به کشتار حجّاج کرده و آنها را در حال کشتهشدن با به یاد آوردن آیات قرآن مورد اهانت و تمسخر نیز قرار دادند. گفته شدهاست که در این واقعه ابوطاهر با یک سپاه نهصد نفری وارد مسجدالحرام شد و این در حالی بود که او مست بود و بر روی اسبی قرار داشت و ششمیر عریانی در دستش بود و حتی اسب او نزدیک بیت ادرار کرد. ابوطاهر همچنین دستور داد تا درب کعبه را از جا درآوردند و پوشش کعبه را برداشته و میان اصحاب خود قطعه قطعه کرد. نیروهای قرمطی همچنین به فرمان ابوطاهر قبّهای را که بر فراز چاه زمزم ساخته شدهبود تخریب کردند و شمار زیادی از اجساد کشتهشدگان را درون چاه ریختند. سرانجام در اوج خشونت و تندی قرمطیان، ابوطاهر امر کرد تا سنگ مقدّس حجرالاسود را از جای برکنند؛ پس مردی از یاران وی پیشآمد و با گرزش ضربهای به این سنگ زده و در همان حال چنین ندا داد که: «طیراً ابابیل کجاست؟! حجّارة من سجیل کجاست؟ !». قرمطیان سپس سنگ یادشده را به همراه انبوه غنائم بهدست آمده با خود به احساء بردند. حجرالاسود تا ۲۲ سال در اختیار قرمطیان بود تا اینکه سرانجام به مکان اصلی خود بازگرداندهشد.
تهاجم ابوطاهر به مکّه نمادی است از خروج قرمطیان از جهان اسلام و چنین پنداشته میشود که هدف از این اقدام بیسابقه، تسریع در ظهور مهدی موعود بودهاست؛ فردی که مطابق باورهای قرمطیان قرار بوده تا دوران نهایی تاریخ را آغاز کرده و به عصر اسلام پایان دهد.
برکشیدن مهدی موعود
از دیگر اقدامات ابوطاهر، ادّعای او مبنی بریافتن مهدی موعود بود. این مهدی موعود فردی بود همچون خود ابوطاهر ایرانیتبار به نام «ابوفضل اصفهانی» که مدّعی بود تبارش به پادشاهان ایران میرسد. به سال ۹۳۱ م، ابوطاهر این جوان گمنام را به مقام ریاست دولت قرمطی برکشید و به مدّت ۸۰ روز قدرت را تمام و کمال بدو سپرد. ابوفضل در دوران کوتاه فرمانرواییاش دستور داد تا کتب و نوشتههای دینی را همه بسوزانند و به جای اللّه، آتش را بپرستند. وی همچنین امر به کشتن خانوادههای نجبا و اشراف بحرین کرده و حتّی در واپسین روزهای حکومتش قصد کشتار خاندان خود ابوطاهر را داشت که به همین دلیل، ابوطاهر از جان خود بیمناک شده و ترتیبی داد تا این مهدی خیالی را بکشند و سپس اعلان کرد که اشتباه کرده و ابوفضل اصفهانی، مهدی موعود نبودهاست.
پس از این رویداد، ابوطاهر دوباره رهبری دولت قرمطی را بهدست گرفته و به تهاجمها و غارتهایش بر ضد کاروانهای حج در عربستان ادامه داد. ابوطاهر که به تندی مخالف شریعت اسلام بود، همواره به تمسخر و استهزاء باورها و آیینهای اسلامی دست مییازید. ابوطاهر در سال ۹۴۴ م به مرض آبله هلاک شد و حکومت قرمطی را به ۳ تن از برادرانش واگذاشت.