خانه هیولا
خانهٔ هیولا (به انگلیسی: Monster House) یک پویانمایی رایانهای کمدی، ترسناک آمریکایی به کارگردانی جیل کنان است. مدیران اجرایی تولید این اثر، رابرت زمکیس و استیون اسپیلبرگ هستند. خانهٔ هیولا نامزد جایزه بهترین فیلم پویانمایی هفتاد و نهمین دوره جوایز اسکار بود که نهایتاً این جایزه به خوشقدم رسید.
خانهٔ هیولا | |
---|---|
![]() | |
کارگردان | جیل کنان |
تهیهکننده | جک راپکاستیو استارکی |
نویسنده | دان هارمونراب چرابپاملا پتلر |
بازیگران | میچل موسوسم لرنراسپنسر لاکاستیو بوشمینیک کاننمگی جیلنهالکوین جیمزجیسون لیکاترین اوهاراکاتلین ترنرفرد ویلاردبریتنی کرن |
موسیقی | داگلاس پایپز |
تدوینگر | رابینا راولی |
شرکت تولید | |
توزیعکننده | کلمبیا پیکچرز |
تاریخهای انتشار | ۲۱ جولای ۲۰۰۶ |
مدت زمان | ۹۱ دقیقه |
کشور | ![]() |
زبان | انگلیسی |
هزینهٔ فیلم | ۷۵ میلیون دلار |
فروش گیشه | ۱۴۰٬۱۷۵٬۰۰۶ دلار |
داستان
اوایل پاییز بود . در یک کوچه ی آرام و زیبا ، خانههایی در همسایگی یکدیگر زندگی می کنند . صاحب خانههایی مهربان نسبت به همدیگر ؛ اما یکی از صاحب خانهها با بقیه فرق داشت . او تنها و بداخلاق و البته ترسناک بود . او روی چمن هایش خیلی حساس بود و هر وسیله ای که روی چمن اش می رفت را خراب می کرد و با خود می برد و هر انسانی که وارد چمن اش می شد او را تنبیه می کرد . او یک نجیب زاده ی پیر به اسم نبرکرکر بود . جلوی خانه نبکرکر ، نوجوانی به اسم دی جی با پدر و مادرش زندگی می کرد . دی جی از همان اول به خانه و خود نبرکرکر شک داشت و به صورت مخفیانه و با یک دوربین شکاری کشیک او و کار های مشکوک اش را می کشید . او می دید که نبرکرکر با خانه اش حرف می زد و حتی او را نوازش می کرد و می بوسید . اما وقتی به پدر و مادرش می گفت آنها حرف هایش را باور نمیکردند . او یک دوست صمیمی به اسم چائودر داشت که او هم از نبرکرکر می ترسید و به او مشکوک بود . چند روز قبل از هالوین پدر و مادر دی جی رفتند مسافرت و دی جی را به یک پرستار بچه به اسم الیزابت سپردند . در همین حال وقتی الیزابت هنوز از راه نرسیده بود ، چائودر از راه رسید پیش دی جی و درخواست کرد با توپ والیبال جدیدش بازی کنند . اما در حین بازی توپ او وارد خانه نبرکرکر شد . نبرکرکر با خشم زیادی به سمت دی جی و چائودر آمد و در حین وارد کردن آسیب زدن به آنها سکته کرد . اورژانس آمد و او را با خود برد . دی جی و چائودر فکر می کردند که آنها قاتل نبرکرکر هستند . از بدو رفتن نبرکرکر خانه او شروع به فعالیت های عجیب کرد . او حرکت می کرد و تکان می خورد . الیزابت که از راه رسید ، به دی جی گفت که او را زی صدا کند . او دوست پسرش باز را به خانه دعوت کرد ولی بعد از مشاجره ای با او ، او را به بیرون انداخت . اما چند روز بعد دی جی و چائودر متوجه یک دختر در همسایگی اشان به اسم جنی می شوند . با ورود جمی آنها تصمیم می گیرند راز خانه نبرکرکر را بفهمند و متوجه اش شوند . آنها می فهمند همسر نبرکرکر به صورت اتفاقی در زیر بنای خانه دفن شده و روحش وارد خانه شده و با مرگ نبرکرکر زنده شده است . دی جی ، چائودر ، و جنی می فهمند که نبرکرکر هنوز نمرده است و او را به خانه اش نشان می دهند سپس خانه آرام می گیرد و باعث می شود روح همسر نبرکرکر آرام بگیرد . همچنین نبرکرکر اخلاق بدش را کنار می گذارد و تبدیل به فردی مهربان می شود . و با فرارسیدن شب هالوین ماجرا به اتمام می رسد .
منابع
مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Monster House». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۳.
پیوند به بیرون
![]() |
مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به خانه هیولا در ویکیگفتاورد موجود است. |