زامبی
زامبی یا مرده متحرک (به انگلیسی: Zombie) یک جسد مرده جاندار افسانهای است که از طریق احیای مجدد یک جنازه ایجاد شدهاست. زامبیها بیشتر در آثار ژانر ترسناک و فانتزی دیده میشوند. این اصطلاح از فولکلور کشور هائیتی گرفته شدهاست، که در آن یک زامبی جسد مردهای است که از طریق روشهای گوناگون، که معمولاً جادویی است مانند آیین وودو، دوباره زنده میشود. تصاویر مدرن احیای مجدد مردگان شامل جادو نیستند بلکه بیشتر به روشهای علمی تخیلی مانند حاملها، پرتودرمانی، بیماریهای روانی، ناقلها، عوامل بیماریزا، انگلها، حوادث علمی و غیره مربوط میشوند.[1][2]

کلمه «زامبی» اولین بار در سال ۱۸۱۹، در تاریخ برزیل توسط شاعر رابرت ساوتی، ثبت شد.[3] فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد منشأ این کلمه را به عنوان غرب آفریقا میدهد و آن را با کلمات کنگو nzambi (خدا) و zumbi (طلسم) مقایسه میکند. یک فرهنگ لغت کیمبوندو به پرتغالی از سال ۱۹۰۳ کلمه مربوط به nzumbi را به عنوان روح تعریف میکند، در حالی که یک فرهنگ لغت بعدی کیمبوندو - پرتغالی، آن را به عنوان «روحی تعریف میکند که قرار است زمین را پرتاب کند تا زندگی را عذاب دهد».
یکی از اولین کتابهایی که فرهنگ غربی را در معرض مفهوم افسونگری zombie قرار داد، جزیره جادویی (۱۹۲۹) اثر دبلیو دبرو سیبروک بود. این روایت احساسات راوی است که با برخورد افسونگری در هائیتی و قیام آنها روبرو میشود. زمان اظهار داشت که کتاب «زامبی» را وارد سخنرانی آمریکا کردهاست. زامبیها دارای میراث ادبی پیچیدهای هستند که دارای پیشینهایی از ریچارد ماتسون و H. P. Lovecraft گرفته تا فرانکشتاین مری شلی در فرانکلشتاین ماری شلی در فرهنگ عامه اروپا از ارواح است. زامبی سفید به کارگردانی ویکتور هوگو هالپرین، فیلمی ترسناک با بازی بلا لوگوسی است. در اینجا زامبیها تحت عنوان طلسم جادوگر شیطانی به عنوان آدمهای بیفکر و بی خیال به تصویر کشیده میشوند. زامبیها، که اغلب هنوز از این منطق الهام گرفته از ودو استفاده میکردند، در ابتدا در سینما غیر معمول بودند، اما نمایشهای آنها بهطور پراکنده از دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ ادامه یافت، با فیلمهایی از جمله I Walk with a Zombie (1943) و Plan 9 از Outer Space (1959).
نسخه جدیدی از زامبی، متفاوت از آنچه در فرهنگ عامه هائیتی شرح داده شدهاست، در نیمه دوم قرن بیستم در فرهنگ عامه پدیدار شد. این تفسیر از زامبی عمدتاً از فیلم "فیلم شب مردگان زنده" (۱۹۶۸) از جورج A. رومرو گرفته شدهاست، که تا حدودی با الهام از رمان I Am Legend (1954) از ریچارد ماتیسون ساخته شدهاست. کلمه زامبی در Night of the Living Dead استفاده نمیشود، اما بعداً توسط هواداران استفاده شد. هیولا در این فیلم و دنبالههای آن، مانند Dawn of the Dead (1978) و Day of the Dead (1985) و همچنین بسیاری از فیلمهای زامبی که از آن الهام گرفتهاست، مانند "Return of the Living Dead" (1985) و Zombi 2 (1979) معمولاً برای گوشت انسان گرسنه هستند، گرچه Return of the Living Dead مفهوم محبوب زامبیها را که مغز میخورند معرفی کرد. مفهوم "آخرالزمان زامبی"، که در آن جهان متمدن با یک آلودگی جهانی زامبی کم میشود، از آن زمان به عنوان اصلیترین هنر محبوب مدرن بدل شدهاست. پس از فیلمهای زامبی مانند Dawn of the Dead و موزیک ویدئوی مایکل جکسون Thriller (1983)، این ژانر برای چند سال از بین رفت.
در خاور دور در اواخر دهه ۱۹۹۰، بازیهای ویدئویی زامبی ژاپنی Resident Evil و House of the Dead منجر به زنده شدن زامبیها در فرهنگ عامه شد. علاوه بر این، The House of the Dead نوع جدیدی از زامبیها را متمایز از زامبیهای آهسته رومرو معرفی کرد: زامبی با سرعت بالا. این بازیها با موجی از فیلمهای زامبی کم بودجه آسیایی نظیر کمدی زامبی Bio Zombie (1998) و فیلم اکشن Versus (2000) و سپس موج جدیدی از فیلمهای زامبی غربی در اوایل دهه ۲۰۰۰ دنبال شد، از جمله فیلمهایی با نمایش سریع. - زامبیهای در حال اجرا مانند ۲۸ روز بعد (۲۰۰۲)، فیلمهای Resident Evil و House of the Dead و بازسازی فیلم Dawn of the Dead (2004)، در حالی که فیلم بریتانیایی Shaun of the Dead (2004) در زیرزمینه کمدی زامبی بود.
در اواخر دهه ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ شاهد انسانی شدن و رمانتیزه شدن آرکیپت زامبی بودیم که زامبیها بهطور فزاینده ای به عنوان دوست و علاقههای عاشقانه برای انسانها به تصویر کشیده شدهاند. نمونههای قابل توجه این دومی شامل فیلمهای Warm Bodies and Zombies، رمانهای Gods American Gods by Neil Gaiman , Generation Dead by Daniel Waters و Bone Song توسط John Meaney، فیلم انیمیشن Corpse Bride، سریالهای تلویزیونی Pushing Daisies و iZombie و مانگا / رمان / انیمه است. سری Sankarea: Undying Love و آیا این یک زامبی است؟ در این زمینه، زامبیها اغلب به عنوان ایستادگی برای گروههای تبعیض آمیز که برای برابری میجنگند، دیده میشود و رابطه عاشقانه انسان و زامبی به عنوان استعاره برای آزادی جنسی و شکستن تابو تعبیر میشود (با توجه به اینکه زامبیها در معرض خواستههای وحشی و عاری از اجتماعی هستند کنوانسیون)
علم اشتقاق لغات
کلمه انگلیسی "زامبی" برای اولین بار در سال ۱۸۱۹ ضبط شدهاست، در تاریخ برزیل توسط شاعر رابرت سوتویی، شاعر "رابرت ساتویی"، به شکل "زامبی"، در واقع با اشاره به رهبر شورشی افرو برزیلی به نام زومبی و اصطلاحات نام او در " nzambi ". فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد منشأ این کلمه را به عنوان آفریقای مرکزی میدهد و آن را با کلمات کنگو "nzambi" (خدا) و "zumbi" (شرع) مقایسه میکند.
در فولکلور هائیتی، یک زامبی (فرانسوی هائیتی: زامبی، هائیتی کریول: zonbi) یک جسد متحرک است که با وسایل جادویی مانند جادوگری پرورش یافتهاست.
این مفهوم بهطور گسترده با دین ودو همراه بودهاست، اما هیچ نقشی در عملکردهای رسمی آن ایمان ندارد.
چگونگی موجودات موجود در فیلمهای زامبی معاصر به نام «زامبی» شناخته نشدهاست، کاملاً مشخص نیست. فیلم Night of the Living Dead هیچ اشاره ای به آنتاگونیستهای ارواح خود به عنوان «زامبی» نکردهاست و آنها را به جای «غولها» توصیف میکند (گرچه ارواح، که از فرهنگ عربی سرچشمه میگیرند، شیاطین هستند، ارواح نیستند). گرچه جورج رومرو در اصطلاحات اصلی خود اصطلاح غول را به کار برد، اما در مصاحبههای بعدی از اصطلاح زامبی استفاده کرد. کلمه «زامبی» برای فیلم دنباله او Dawn of the Dead (1978)، که توسط یکبار در گفتگو استفاده میشود، منحصراً توسط رومرو استفاده میشود. به گفته جورج رومرو ، منتقدین فیلم در پیوند دادن اصطلاح زامبی به موجودات وی و به ویژه مجله فرانسوی Cahiers du Cinéma تأثیرگذار بودند. وی سرانجام این پیوند را پذیرفت، حتی اگر در آن زمان قانع بماند که «زامبیها» با بردگان ارواح وودو هائیتی مطابقت داشته باشد، همانطور که در White Zombie با بلا لوگوسی به تصویر کشیده شدهاست.
اعتقادات عامیانه
سنت هائیتی
زامبیها بهطور گسترده در فولکلور روستایی هائیتی به عنوان افراد کشته شده از نظر جسمی که با عمل عصبیت یک بوکر، جادوگر یا جادوگر احیا میشوند، ظاهر میشوند. بوکر با هونگان (کاهن) و مامبو (کشیش) دین رسمی ودو مخالف است. یک زامبی به عنوان یک برده شخصی تحت کنترل بوکر باقی میماند و هیچ اراده ای از خود ندارد.
سنت هائیتی همچنین شامل یک نوع غیرمشخص از زامبی، «آسمونی زامبی» است که جزئی از روح انسان است. یک بوکر میتواند یک آسمونی زامبی را به منظور تقویت قدرت معنوی خود اسیر کند. یک آستر زامبی نیز میتواند درون یک بطری مخصوص تزئین شده توسط یک بوکرور بسته شود و به مشتری بفروشد تا شانس، شفابخشی یا موفقیت تجاری کسب کند. اعتقاد بر این است که خداوند سرانجام روح زامبی را پس خواهد گرفت، بنابراین زامبی یک موجود معنوی موقتی است.
دو نوع زامبی نشانگر دوگانگی روح است، اعتقاد به ودو هادی؛ بنابراین، هر نوع زامبی افسانه ای نیمی از روح خود (گوشت یا روح) را از دست نمیدهد.
اعتقاد زامبی ریشه در سنتهایی دارد که آفریقاییها به بردگی و تجربیات بعدی آنها در دنیای جدید به هائیتی آوردهاند. تصور میشد که خدای voodoo Baron Samedi آنها را از قبرشان جمع میکند تا آنها را به زندگی آخرت آسمانی در آفریقا ("گینه") برساند، مگر اینکه آنها به نوعی به او توهین کرده باشند، در این صورت آنها برای همیشه برده پس از مرگ خواهند بود. به عنوان یک انسان زنده یک انسان زنده نیز با تغذیه نمک میتواند نجات یابد. استاد انگلیسی، ایمی ویلنتز نوشت که مفهوم مدرن زامبیها تحت تأثیر برده داری هائیتی قرار داشت. رانندگان برده در این مزارع، که معمولاً خودشان برده بودند و گاهی کاهنان شرور، از ترس از زامبی کشیدن استفاده میکردند تا بردگان را از خودکشی منصرف کنند.
در حالی که اکثر محققان زامبی هائیتی را با فرهنگهای آفریقایی مرتبط کردهاند، ارتباطی نیز به افراد بومی جزیره Ta suggestedno پیشنهاد شدهاست، که بخشی از آن براساس روایت اولیه از شیوههای shamanist بومی نوشته شده توسط راهب Hieronymite Ramón Pané، یار کریستوفر کلمب است.
پدیده زامبی هائیتی برای اولین بار در طی اشغال هائیتی (۱۹۱۵–۱۹۱۵) در ایالات متحده، توجه جهانی بینالمللی را به خود جلب کرد، هنگامی که تعدادی از تاریخهای موردی از "زامبی"های اعلام شده شروع به ظهور کرد. اولین کتاب پرطرفدار با موضوع، جزیره جادویی (۱۹۲۹) ویلیام سابروک بود. Seabrooke با استناد به ماده ۲۴۶ قانون جزایی هائیتی که در سال ۱۸۶۴ تصویب شد، ادعا کرد که این یک رسمیت رسمی از زامبیها است. این گذرگاه بعداً در مواد تبلیغاتی برای فیلم 1926 White White استفاده شد.
همچنین به عنوان اقدام به قتل شغلی که ممکن است توسط هر شخص ماده ایجاد شود، بدون ایجاد عامل واقعی مرگ، کاما بیحسی طولانی یا طولانیتر تولید میکند. اگر پس از تجویز چنین مواردی، فرد به خاک سپرده شود، مهم است که نتیجه آن قتل تلقی شود. - کد پینال
در سال ۱۹۳۷، هنگام تحقیق در مورد فرهنگ عامه در هائیتی، زورا نیل هرستون با پرونده زنی مواجه شد که در دهکده ای ظاهر شد. خانواده ای ادعا کردند که او فلیسیا فلیکس - منتور است، یکی از بستگان، که درگذشت و در سال ۱۹۰۷ در سن ۲۹ سالگی دفن شد. این خانم توسط پزشک معاینه شد. پرتونگاری ایکس نشان میدهد که او شکستگی پا را ندارد که فلیکس-منتور شناخته شدهاست. هورسون شایعاتی را دنبال کرد مبنی بر اینکه به افراد آسیب دیده یک داروی روانگردان فعال داده میشود، اما او نتوانست افرادی را که مایل به ارائه اطلاعات زیادی هستند، پیدا کند. وی نوشت: «چه چیز دیگری، اگر علم به پایین ودو در هائیتی و آفریقا برسد، مشخص میشود که برخی اسرار مهم پزشکی، که هنوز هم برای علم پزشکی ناشناخته اند، قدرت خود را به جای حرکات مراسم میبخشند.»
افسانههای آفریقایی و مرتبط
مبدأ آفریقای مرکزی یا غربی برای زامبی هائیتی بر اساس دو اصطلاحشناسی به زبان کنگو، nzambi ("خدا") و zumbi ("شرم آور") فرض شدهاست. این ریشه به شکلگیری اسامی چندین خدایان کمک میکند، از جمله الهه خالق کنگو Nzambi a Mpungu و خدای بزرگ مار لوئیزیانا لی گراند زامبی (نسخه محلی محلی دامبلا هائیتی)، اما در حقیقت یک کلمه عمومی برای یک روح الهی است. تصور رایج آفریقا از موجودات تحت این نامها، مانند ارواح کنگو Nkisi، بیشتر شبیه به "نجوم زامبی" است.
یک موجود غیرمذهب مرتبط، اما غالباً نامناسب، جام جمای کارائیب انگلیسی زبان است، که از همان اصطلاحات در نظر گرفته میشود. در هند غربی فرانسه نیز «زامبیها» محلی به رسمیت شناخته میشوند، اما اینها ماهیت روح کلی تری دارند.
ایده موجودات زامبی مانند جسمی در برخی از فرهنگهای آفریقای جنوبی وجود دارد، جایی که به آنها در Xodachane در سوتو / Tsonga و maduxwane در وندا گفته میشود. در برخی جوامع، اعتقاد بر این است که یک فرد مرده میتواند توسط یک کودک کوچک زامبی شود. گفته میشود که طلسم توسط یک سانگوما به اندازه کافی قدرتمند میتواند شکسته شود. همچنین در بعضی از مناطق آفریقای جنوبی اعتقاد بر این است که جادوگران میتوانند با کشتن و در اختیار داشتن بدن مقتول فرد را زامبی کنند تا آن را وادار به کار برده کند. پس از ایجاد خطوط ریلی برای حمل و نقل کارگران مهاجر، داستانهایی دربارهٔ «قطارهای جادوگر» پدید آمد. این قطارها معمولی به نظر میرسید اما توسط کارگران زامبی کنترل شده توسط جادوگر کار میکردند. این قطارها شخصی را که شبانه در آن سوار است، ربوده و آن شخص را زامبی میکردند و کتک میزدند و از قطار دورتر از محل اصلی پرتاب میکردند.
فرضیه شیمیایی
چند دهه پس از شروع کار هورسون، وید دیویس، اتنوبوتانیست هاروارد، در مقاله ای در سال ۱۹۸۳ در ژورنال Ethnopharmacology، و بعداً در دو کتاب محبوب: مار و رنگین کمان (۱۹۸۵) و Passage of Darkness: یک مورد دارویی برای زامبیها ارائه داد. مردمشناسی زامبی هائیتی (۱۹۸۸).
دیویس در سال ۱۹۸۲ به هائیتی سفر کرد و در نتیجه تحقیقات خود ادعا کرد که توسط دو پودر مخصوص که در جریان خون قرار میگیرند (معمولاً از طریق زخم) میتوان یک انسان زنده را به زامبی تبدیل کرد. اولین، فرانسوی: coup de poudre ("اعتصاب پودر")، شامل تترودوتوکسین (TTX)، یک نوروتوکسین قدرتمند و غالباً کشنده است که در گوشت pufferfish (خانواده Tetraodontidae) یافت میشود. پودر دوم شامل داروهای دلگیر مانند datura است. گفته میشود که این پودرها حالت مرگ را القا میکنند که در آن اراده قربانی کاملاً مطابق خواست بوکور خواهد بود. دیویس همچنین داستان Clairvius Narcisse را که ادعا میشود در این عمل تسلیم شدهاست، محبوب کرد. بیشترین سؤال از نظر اخلاقی و کم علمیترین مورد بررسی پودرها بخشی از مغز کودک است که اخیراً دفن شدهاست.
روند توصیف شده توسط دیویس حالت اولیه انیمیشن معلق مانند مرگ بود، و به دنبال آن بیدار شدن مجدد - معمولاً پس از دفن شدن - به حالت روانی میرسید. روان پریشی ناشی از مواد مخدر و آسیبهای روانی توسط دیویس فرضیه برای تقویت اعتقادات آموخته شده فرهنگی و باعث شدهاست که فرد هویت خود را مانند یک زامبی بازسازی کند، زیرا آنها «میدانستند» که آنها مردهاند و نقش دیگری ندارند. جامعه هائیتی. تقویت اجتماعی این عقیده توسط دیویس فرضیه برای تأیید وضعیت زامبی برای فرد زامبی انجام شد، و چنین افرادی شناخته شده بودند که در گورستانها در حال آویزان شدن هستند و رفتارهای کمنظیری از خود نشان میدهند.
ادعای دیویس مورد انتقاد قرار گرفتهاست، به ویژه اینکه پزشکان جادوگر هیتی میتوانند سالها سال «زامبیها» را در حالت خلسه دارویی نگه دارند. علائم مسمومیت با TTX از بیحسی و حالت تهوع گرفته تا فلج - به ویژه عضلات دیافراگم - ناخودآگاه بودن و مرگ وجود دارد، اما شامل یک راه رفتن سفت و سخت و خلل مانند مرگ نیست. به گفته روانشناس «ترنس هینز»، جامعه علمی تتروودوتوکسین را علت این وضعیت رد میکند و ارزیابی دیویس از ماهیت گزارشهای زامبیهای هائیتی بسیار معتبر تلقی میشود.
فرضیه اجتماعی
روانپزشک اسکاتلندی، R. D. Laing، ارتباط بین انتظارات اجتماعی و فرهنگی و اجباری را در زمینه اسکیزوفرنی و سایر بیماریهای روانی برجسته کرد و اظهار داشت که اسکیزوژنز ممکن است برخی از جنبههای روانشناختی زامبی را تشکیل دهد. به خصوص، این موارد را نشان میدهد که اسکیزوفرنی حالت کاتاتونی را نشان میدهد.
رولاند لوتوود، استاد مردمشناسی و روانپزشکی، مطالعه ای را برای حمایت از توضیحات اجتماعی در مورد پدیده زامبی در ژورنال پزشکی The Lancet در سال ۱۹۹۷ منتشر کرد. در توضیحات اجتماعی موارد مشاهده شده افرادی که به عنوان زامبی به عنوان یک سندرم وابسته به فرهنگ شناخته شدهاند، مشاهده میشود. فرزندخواندگی در هائیتی که در آنها بی خانمانها و بیماران روحی با خانوادههای اندوهگین که آنها را به عنوان عزیزان گمشده آنها «بازگشت» میبینند، متحد میشود، همانطور که Littlewood یافتههای خود را در مقاله ای در آموزش عالی تایمز خلاصه میکند:
به این نتیجه رسیدم که اگرچه بعید است که در مورد کلیه مواردی که زامبیها توسط افراد محلی در هائیتی شناخته میشوند، توضیحی واحد داده شود، اما شناسایی اشتباه یک غریبه بیمار روانی که توسط اقوام بی سر و صدا انجام میشود بعید است که در بسیاری از موارد توضیح داده شود. افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی مزمن، آسیب مغزی یا ناتوانی در یادگیری در هائیتی روستایی شایع نیستند، و به ویژه احتمالاً به عنوان زامبی شناخته میشوند.
منابع
![]() |
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ زامبی موجود است. |
- Maçek III, J. C. (15 June 2012). "The Zombification Family Tree: Legacy of the Living Dead". PopMatters.
- Deborah Christie, Sarah Juliet Lauro, ed. (2011). Better Off Dead: The Evolution of the Zombie as Post-Human. Fordham Univ Press. p. 169. ISBN 978-0-8232-3447-9.
- "Zombie", in Oxford English Dictionary Online (نیازمند آبونمان), accessed 23 May 2014. The quotation cited is: "Zombi, the title whereby he [chief of Brazilian natives] was called, is the name for the Deity, in the Angolan tongue."
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Zombie». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۳۰ مه ۲۰۲۱.