محمدتقی فلسفی
محمد تقی فلسفی (تنکابن ۱۲۸۷ – جمعه ۲۷ آذر۱۳۷۷ تهران) واعظ مشهور و از شخصیتهای مبارز انقلاب اسلامی ایران بهشمار میآید. وی به دلیل منبرها و مبارزات ضد حکومت پهلوی و مواعظ مشهورش شناخته شدهاست.[1]
محمدتقی فلسفی | |
---|---|
![]() | |
اطلاعات شخصی | |
زاده | ۱۲۸۷ هجری شمسی در تنکابن |
درگذشته | جمعه ۲۷ آذر ۱۳۷۷ ه.ش (۲۸شعبان ۱۴۱۹) |
ملیت | ایرانی |
دوران | سخنران و استاد اخلاق |
منطقه | تهران |
مذهب | شیعه دوازدهامامی |
آثار معروف | متعدد |
اشتغال | دین، اخلاق و عرفان |
مرتبه | |
تأثیرگذاران
|

زندگینامه
وی در ۲۴ فروردین ۱۲۸۷ (یازدهم ربیعالاول ۱۳۲۶ قمری) در تنکابن به دنیا آمد. پدر او محمدرضا تنکابنی (متولد ۱۲۸۲ هجری قمری)، فرزند محمد واعظ تنکابنی، از علمای برجستهٔ مازندران و تهران بود. مادر وی طوبی خانم فرزند ابوالحسن تاجر اصفهانی بود.
دوران کودکی وی عمدتاً در منزل و زیر نظارت مستقیم پدرش سپری گردید. در ابتدای هفت سالگی به دبستان توفیق رفت و تحت مراقبت محمدرضا توفیق به فراگیری خواندن و نوشتن و مقدمات صرف و نحو و علوم دینی پرداخت. صرف و نحو را به صورت کلاسیک نزد شیخ محمد رشتی خواند و ادبیات را در مدرسه حاج ابوالفتح فرا گرفت. پس از آن به فراگیری فقه و اصول روی آورد و از مکتب شیخ محمدعلی کاشانی در مدرسه عبدالله خان و آقا شیخ مهدی در مدرسه محمدیه بهره برد. فراگیری علوم را تا بدانجا طی کرد که در درس سطح پدرش محمدرضا تنکابنی شرکت جست که در آن زمان ایشان سطح قوانین و شرح لمعه را درس میداد. پس از آن نیز مقداری بحثهای فلسفی را آموخت. مدرسین فلسفه او مهدی آشتیانی، ابراهیم امامزاده زیدی، کاظم عصار و طاهر تنکابنی بودند.
پس از مدتی به تشویق مادر زمینهای جهت منبری شدن وی ایجاد شد. نخستین منبر را در مسجد فیلسوف که پدرش شبها در آنجا نماز جماعت اقامه میکرد ایراد کرد که مورد تحسین حضار قرار گرفت. استقبال از منبر وی و ذوق ذاتی او باعث ترقی سطح منبر وی گردید تا آنجا که همزمان با ادامه تحصیل، رفته رفته در ایام هفته، منبرهای خانگی و عمومی متعدد ایراد میکرد.
چون کارش را بر اساس منبر قرار داد بود، لازم بود سطح آگاهی خود از مدارج دروس سطح و خارج را به مقداری که نیاز منبر بود افزایش دهد که برای این امر و جهت ادامه تحصیل به قم عزم سفر کرد و ایامی را از رهگذر درس عبدالکریم حائری بهره برد.
او در سن ۲۳ یا ۲۴ سالگی با دختر عموی خود فرزند محمدحسین تنکابنی ازدواج کرد که ثمره آن ازدواج پنج پسر و یک دختر بود.
فعالیتها

فلسفی با شکلگیری حزب توده در ایران به مبارزه با این گروه پرداخت. وی چندین بار توسط حزب توده مورد سوءقصد قرار گرفت.[2]
وی در رمضان سال ۱۳۳۲ شمسی به افشاگری علیه بهائیت پرداخت. فلسفی میگوید:
«در سخنرانی ماه مبارک رمضان … راجع به بهائیت و موقعیت آنها در ایران صحبت کردم. فردای آن روز علم که وزیر کشور بود تلفنی به من هشدار داد که: «آقای فلسفی من اجازه نمیدهم که دربارهٔ بهائیها این چنین صحبت کنید و امنیت را مختل نمائید و موجب خون ریزی شوید»! به او گفتم «مؤدب سخن بگویید والا گوشی تلفن را میگذارم» او هم لحن صحبت را عوض کرد. من گفتم: «با لحنی جدی به مسلمانان میگویم هدف من آشکار ساختن گمراهی بهائیها است. مبادا مسلمانی دست تجاوز بگشاید و بر روی یک بهائی سیلی بزند و اینکه موجب قتل و خون ریزی گردید».[3]
ممنوعیت پخش سخنرانی در رادیو
به دنبال ضدیت با بهاییان، حکومت وی را بارها تهدید کرد. همچنین پخش سخنرانیهای فلسفی از رادیو ممنوع اعلام شد.[4]
ممنوعالمنبر شدن
وی در سال ۱۳۱۶ شمسی به دنبال اشاره به حادثه مسجد گوهرشاد ممنوعالمنبر و از پوشیدن لباس روحانیت محروم گردید. پساز ۳ سال با آغاز جنگ جهانی دوم و عزل رضاخان از ممنوعیت خارج شد.[2]
تهیه و انتشار تصاویر جنسی وی
به نوشته پرویز ثابتی، در سالهای ۴۶ و ۴۷ شمسی ساواک برای ساکت کردن وعاظ و روحانیون مخالف حکومت پهلوی، پنج نفر از آنها را توسط یکی از زنان عضو ساواک اغفال نمود تا ضمن برقراری رابطه جنسی از آنها عکس و فیلم تهیه شود. این پنج نفر عبارت بودند از: محمدتقی فلسفی، عبدالرضا حجازی، محمود انصاری قمی، جعفر شجونی و سید محمدصادق لواسانی.[5] رضا رشیدپور در مصاحبه با شجونی در برنامهٔ دید در شب در سال ۱۳۹۴، از او دربارهٔ روابط برخی روحانیون با زنان که پرویز ثابتی از کارکنان سابق ساواک مطرح کردهاست سؤال کرد. شجونی گفت ساواک برای ۳۰۰ نفر از روحانیون «عکسهایی ترتیب داده بود» و این که «عکسهایی که به محمدتقی فلسفی نسبت دادند را گفتند واقعیت بود». شجونی گفت فلسفی به عنوان «محلل» با زنی در رابطه بوده و ساواک عکسهایی از آن به دست آورده بودهاست. رشیدپور از شجونی دربارهٔ عکسهای خود او پرسید که شجونی ابتدا آن عکسها را مونتاژ دانست و در پی اصرار رشید پور گفت «انشالله مونتاژ بود». این اظهارات با اعتراض دفتر فلسفی رو به رو شد که این حرفها را خلاف واقع دانستند.[6][7]
گزارشهای ساواک
در گزارشهای ساواک آمدهاست: «فلسفی پیشرفت صنعت و تکنولوژی در غرب را منکر نشده بلکه موضعگیری وی به دلیل تقلید کورکورانه از شیوه زندگی مردم اروپا و آمریکا بودهاست. وی دربارهٔ وجود فساد در اروپا و آمریکا بیان میدارد "در همین اروپایی که من رفتم آنجا دیدم در موضوع تهییج شهوات و غضب جوانان مثل خر در گل ماندهاند و نمیدانند چه کار کنند و حتی آمریکا همین طور است جوانان این مملکت وقتی به آنجا میروند فقط فساد آنها را تقلید کرده و به این مملکت میآیند …»" l
دستگیری توسط ساواک و تکذیب عکس های جنسی توسط خود ساواک

مجلس ترحیم «چهل ستونی» و سخنرانی فلسفی در حمایت از خمینی باعث میشود که رئیس وقت ساواک او را به حضور بطلبد.
در دیدار خصوصی نصیری به فلسفی میگوید: «تغییر روش بدهید و دست از انتقاد بردارید. منبر بروید، ولی عادی. اگر قبول میکنید و به ما قول میدهید، خیلی خوب؛ ولی اگر قبول نکنید، عکسی تهیه شدهاست که حیثیت شما را بر باد میدهد». بعد عکسی را به فلسفی نشان میدهد. عکس، فلسفی را در کنار یک زن نشان میداد. فلسفی بعد از دیدن عکسها میگوید انتقادهای من یک فریضه دینی است، به نام امر به معروف و نهی از منکر، من در مقابل گناه و اموری که بر خلاف مصلحت اسلام و مسلمین است، انتقاد میکنم. اگر جلوی منبر مرا بگیرید، دیگر تکلیف خاصی در این مورد ندارم، ولی اگر منبر بروم، باید حتماً این وظیفة دینی را انجام بدهم. مردم هم در انتظار انجام دادن وظیفة دینی من هستند؛ بنابراین من با وجود این عکس که شما میخواهید پخش کنید، دست از وظیفهام برنمیدارم.
عکس در سراسر کشور پخش میشود. پخش وسیع این تصاویر در کشور و ارسال آن برای عدهای خاص، ساواک را در شهرستانها سردرگم میکند که با این تصاویر چه برخوردی داشته باشند. بر همین اساس نیز ساواک آذربایجان شرقی طی نامهای اعلام میدارد که این تصاویر ساختگی است. علاوه بر ساواک در اسناد شهربانی نیز به عدم شباهت فرد مورد نظر با فلسفی اشاره میشود. جدای از این موارد، امام جمعه سقز نیز با مشاهده تصاویر، به جعلی بودن آن پی میبرد و دلایل آن را بیان میدارد.
ارتباط با مراجع تقلید
خصوصیات شخصی و ویژگیهای منبرهای فلسفی موجب جلب اعتماد علما و مراجع تقلید شد. فلسفی نماینده سید حسین طباطبایی بروجردی برای مذاکره و ابلاغ پیامهای وی به شاه و کارگزاران او بود. فلسفی در قضایای انجمنهای ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون سخن گوی مراجع بود. .[8]
او در مهر ۱۳۴۴ طی تلگرافی به سید روحالله خمینی در بدو ورود وی به نجف نوشت: محضر مبارک حضرت آیتالله خمینی، تشریف حضرت عالی را به آستان مقدس حضرت علی علیهالسلام تبریک گفته، سلامت و طول عمر حضرت آیتالله را از خداوند خواستارم. محمدتقی فلسفی. .[9]
محمدتقی فلسفی در یادداشتهای اسدالله علم
اسدالله علم در خاطرات خود از فلسفی به عنوان واعظی زبردست، و در عین حال «افسدالناس» یاد میکند که خود را «نماینده سید حسین طباطبایی بروجردی جا زده بود بی آنکه حکمی از وی داشته باشد»:
«[آن] شب چند مجلس روضه خوانی رفتم. در یکی محمد تقی فلسفی روی منبر بود. این آخوند تاریخچه درازی دارد. اولا بسیار واعظ زبردستی است، ثانیاً حافظه بسیار خوبی دارد، ثالثاً لحن صدای او در نطق کردن واقعاً گیراست، ولی افسدالناس است. مرد پلیدی است. این همه که سنگ اسلام به سینه میزند، خود فاسقترین آدمهاست. تریاککش و عرقخور است ولی ظاهری بسیار آراسته دارد. وقتی ۱۳ سال پیش من وزیر کشور بودم، خود را نماینده سید حسین طباطبایی بروجردی در تهران جا زده بود. یعنی واقعاً از طرف بروجردی، در تهران امر و نهی میکرد و آن مرد مهم هم چیزی نمیگفت. به هر حال در آن تاریخ، مقامات انتظامی و شاهنشاه را اغفال کرد و پیکاری علیه بهائیها راه انداخت که نزدیک بود یک غائله مملکتی بشود. در چندین شهر مردم بهائیها را کشتند. هر روز ظهر در ماه رمضان منبر میرفت و وعظ او از رادیو پخش میشد. آن قدر مردم را تحریک کرد که غائله در سرتاسر کشور سرگرفت. به مقامات انتظامی حالی کرده بود که از این طریق دارد وجههای برای شاهنشاه درست میکند. به هر صورت من با دیوانگی مخصوص خودم جلویش را گرفتم و اجازه ندادم منبر برود، تا کشور آرام شد. وقتی نخستوزیر بودم، باز هم علمدار علما و فئودالها علیه اصلاحات شاه شد، تا غائله پانزدهم خرداد پیشآمد. آن وقت من او را گرفتم و حبس کردم. در محبس فقط از من عرق و تریاک خواسته بود که برایش فرستادم. بعد از [نخستوزیری] من آزاد شد و حالا باز منبر میرود.»[10]
درگذشت
وی در ۲۷ آذر ۱۳۷۷ شمسی و در سن ۹۰ سالگی هنگام سخنرانی برای مبلغان دینی درگذشت و در حرم شاهعبدالعظیم به خاک سپرده شد.[11]
آثار
۱ـ آیت الکرسی، پیام آسمانی توحید
۲ـ اخلاق از نظر همزیستی و ارزشهای انسانی (دو جلد)
۳ـ بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات (دو جلد)
۴ـ جوان از نظر عقل و احساسات (دو جلد)
۵ـ سخن و سخنوری از نظر فن بیان و فن خطابه
۶ـ شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق (دو جلد)
۷ـ کودک از نظر وراثت و تربیت (دو جلد)
۸ـ معاد از نظر روح و جسم (سه جلد)
۹ـ خاطرات و مبارزات
در رسانه
مستندی ۳ قسمتی با عنوان "سخنران مشهور" با محوریت زندگی سیاسی محمد تقی فلسفی به کارگردانی سید سینا عودی ساخته شده است.[12][13]
پیوند به بیرون
منابع
- «حجتالاسلام فلسفی». پایگاه اطلاعرسانی حوزه. دریافتشده در ۲۵ خرداد ۱۳۹۴.
- مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، زبان گویای اسلام، ج ۹، ۱۳۷۸، ص۱۵
- مرکز اسناد تاریخ اسلامی، خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، ۱۳۷۶، ص ۱۹۳–۱۹۰.
- فریده شریفی. «زندگینامه: محمدتقی فلسفی (۱۲۸۶–۱۳۷۷)». همشهری. دریافتشده در ۲۵ خرداد ۱۳۹۴.
- کتاب در دامگه حادثه
- «واکنش دفتر محمدتقی فلسفی به اظهارات اخیر جعفر شجونی - ایران». ار. اف. ای - رادیو بینالمللی فرانسه. ۲۰۱۵-۱۲-۳۱. دریافتشده در ۲۰۱۷-۰۵-۱۵.
- «پاسخ دفتر نشر آثار فلسفی به ادعای شجونی». ایسنا. ۲۰۱۵-۱۲-۳۱. دریافتشده در ۲۰۱۷-۰۵-۱۵.
- «زندگینامه حجتالاسلام فلسفی». مؤسسه جهانی سبطین. دریافتشده در ۲۵ خرداد ۱۳۹۴.
- «زندگینامه حجتالاسلام فلسفی». مؤسسه جهانی سبطین. دریافتشده در ۲۵ خرداد ۱۳۹۴.
- یاداشتهای اسدالله علم جلد یکم صفحه ۱۶۲ پنجشنبه ۷ فروردین 1348
- «زندگینامه حجتالاسلام فلسفی». مؤسسه جهانی سبطین. دریافتشده در ۲۵ خرداد ۱۳۹۴.
- «روایت زندگی سخنران مشهور انقلاب در سیما/ ساختار حوزه و دربار را در دوران پهلوی تماشا کنید». خبرگزاری آنا. ۲۰۲۱-۰۱-۱۴. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۴-۱۷.
- «رونمایی از مجموعه مستند «سخنران مشهور» در تلویزیون/ ماجرای آن عکس معروف محمدتقی فسلفی». خبرگزاری ایلنا. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۴-۱۷.
- خاطرات و مبارزات حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، فصل اول و دوم
- حسینیان، روحالله، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران (۱۳۲۰–۱۳۴۰)، مرکزاسناد انقلاب اسلامی، تهران ،۱۳۸۴، ص ۳۹۳
![]() |
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ محمدتقی فلسفی موجود است. |