ارتش دامبلدور
ارتش دامبلدور یک سازمان خیالی است که در مجموعه داستانهای هری پاتر وجود دارد. این تشکیلات دانش آموزی به دنبال بی توجهی وزرات سحر و جادو به بازگشت ولدمورت و جهت ایجاد آمادگی دفاعی دانش آموزان مدرسه تأسیس شد. نام این سازمان توسط جینی ویزلی انتخاب شد و پیشنهاد ساخت این گروه و آموزش هری به بقیه دانش آموزان پیشنهاد هرمیون گرنجر بود. در کتاب این مکان توسط دابی کشف شد و در فیلم توسط نویل لانگ باتم کشف شد. که در کتاب در آخر دوست چو چانگ ارتش دامبلدور لو رفت و در فیلم توسط چو چانگ گروه الف دال لو رفت و همین اتفاق باعث از بین رفت عشق و علاقه هری پاتر و چو چانگ شد. این ارتش را هری پاتر برای آموزش دفاع دربرابر جادوی سیاه به بقیه راه اندازی کرد.
ارتش دامبلدور | |
---|---|
![]() تصویر الف دال در فیلم هری پاتر و محفل ققنوس | |
مرکز کار | اتاق ضروریات |
رهبران | هری پاتر |
اهداف | آموزش بهتر دفاع در برابر جادوی سیاه ممانعت از ورود مرگخواران به هاگوارتز |
دشمنان | وزارت سحر و جادو دلورس آمبریج لرد ولدمورت مرگخواران |
اولین حضور | هری پاتر و محفل ققنوس |
اعضای انجمن | هری پاتر، رونالد ویزلی، هرمیون گرنجر، نویل لانگ باتم، چو چانگ، لونا لاوگود، جینی ویزلی، هانا آبوت، کتی بل، سوزان بونز، تری بوت، لاوندر براون، مایکل کورنر، کالین و دنیس کریوی، ماریتا اجکومب، جاستین فینچ فلچلی، سیموس فینیگان، آنتونی گلداستاین، آنجلینا جانسون، لی جوردن، ارنی مک کیلان، پادما پتیل، پروتی پتیل، زاخاریس اسمیت، آلیشیا اسپینت، دین توماس، فرد و جورج ویزلی، |
پیشینه
این سازمان که برای نخستبین بار در کتاب هری پاتر و محفل ققنوس و به دست گروهی از دانش آموزان و در راس آنها هری پاتر تأسیس شد سازمانی برای آموزش دفاع شخصی به اعضای آن است. علت اصلی ایجاد آن روی کار آمدن معلمی نالایق به نام دلورس آمبریج برای درس دفاع در برابر جادوی سیاه بود که درس را به حد تئوری خلاصه کرده بود و اجازه ی تمرین عملی نمی داد. در حقیقت وزارت سحر و جادو از وحشت اینکه دامبلدور قصد آشوب دارد با فرستادن این معلم قصد داشت دانش آموزان را از لحاظ مبارزه ای و دفاعی ضعیف نگه دارد.
نام این سازمان به افتخار آلبوس دامبلدور و به پیشنهاد جینی ویزلی یکی از شخصیتهای داستان هری پاتر انتخاب شدهاست اما خود شخص دامبلدور هیچ نقشی در آن نداشتهاست.
در کتاب هفتم و آخر، هری پاتر و یادگاران مرگ، اعضای ارتش دامبلدور نقشی فعال در نبرد هاگوارتز و بیرون نگه داشتن ولدمورت از مدرسهٔ هاگوارتز دارند.
هانا آبوت
هانا آبوت یکی از دانش آموزان گروه هافلپاف و از همدورهایهای هری پاتر میباشد. وی با چهرهای قرمز کمرنگ مانند با موهای بلوند که از پشت بسته شدهاست توصیف شدهاست. در هری پاتر و تالار اسرار او از گفتههای همخانه خود ارنی مکمیلان که معتقد بود هری نواده سالازار اسلیترین است تردید داشت. او در مسابقات سه جادوگر مدال «حمایت از سدریک دیگوری/پاتر بوگندو» را به سینه زده بود زیرا او و برخی از هافلپافیها معتقد بودند که هری افتخار حضور در تورنمنت را از دیگوری ربودهاست. اگر چه او در شرایط خوبی با هری، رون و هرمیون باقیمانده بود، در محفل ققنوس او یکی از ارشدهای هافلپاف شد و پس از آن به ارتش دامبلدور پیوست. او بسیار حساس به نظر میرسد از جایی که در طول امتحانات سمج دچار شکست عصبی شده بود و مجبور به استفاده از آرامبخشهای مادام پامفری شده بود.
در شاهزاده دورگه پس از اینکه مادرش توسط مرگخوارها کشته میشود از هاگوارتز خارج میشود. اما او در کتاب آخر به هاگوارتز برمیگردد و در جنگ شرکت میکند. در آخر نیز او با نویل لانگ باتم ازدواج میکند و مالک پاتیل درزدار میشود. شارلوت اسکوک نقش هانا را در فیلمهای هری پاتر و سنگ جادو و هری پاتر و جام آتش بازی کردهاست و به عنوان صداپیشه در بازی هری پاتر و محفل ققنوس حضور داشتهاست.
کتی بل
او عضو تیم کوئیدیچ گریفیندور در سال دومش (سال اول هری) است؛ و در سال ششم وارد ارتش دامبلدور شد.اگرچه در هری پاتر و شاهزاده دورگه توسط یک طلسم شوم آسیب دید اما در جنگ هاگوارتز شرکت کرد.
فرد و جورج ویزلی
شخصیتهای هری پاتر | |
فرد ویزلی | |
---|---|
جنسیت: | مذکر |
رنگ مو: | قرمز |
گروه: | گریفیندور |
نژاد: | اصیلزاده |
عضویت در: | ارتش دامبلدور |
اولین حضور در: | هری پاتر و سنگ جادو |
شخصیتهای هری پاتر | |
جرج ویزلی | |
---|---|
جنسیت: | مذکر |
رنگ مو: | قرمز |
گروه: | گریفیندور |
نژاد: | اصیلزاده |
عضویت در: | ارتش دامبلدور |
اولین حضور در: | هری پاتر و سنگ جادو |
فرد ویزلی برادر بزرگتر رون ویزلی و قل دیگر جورج ویزلی بود. او در زمان تحصیل در هاگوارتز در تیم کوییدیچ گریفیندور به همراه جورج دو مدافع تیم در برابر توپها بود. او نیز مانند سایر ویزلیها مو قرمز بود وطبعی بسیار شوخ داشت. فرد به همراه جرج در کتاب سوم به هری پاتر نقشهٔ غارتگر را داد که باعث شد هری بدون اجازهٔ سرپرستش بتواند از طریق تونلی مخفی و ناشناس به هاگزمید برود. فرد به همراه برادرش در کتاب پنجم از مدرسه فرار کردو با توجه به برنامههای خود تصمیم به بازکردن یک مغازهٔ شوخی گرفت و این مغازهٔ شوخی مورد استقبال مردم به ویژه دانش آموزان هاگوارتز قرار گرفت. او شخصی شجاع و ماجراجو بود و هنگامیکه به سن قانونی رسید به همراه برادرش جورج به عضویت انجمن محفل ققنوس به ریاست آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور درآمد. او به همراه محفل به مبارزه با ولدمورت و مرگ خوارانش پرداخت و با گفتگو در رادیوی مخفی به گویندگی لی جردن (دوست صمیمی او و جورج در هاگوارتز) به آگاهی دادن به مردم در مورد اقدامات ولدمورت پرداخت. تااینکه در مبارزهٔ آخرینی که در آن ولدمورت توسط هری شکست داده شد در سن ۲۰ سالگی در یک انفجار کشته شد و پس از مرگ برادر دو قلویش (جورج) اسم اولین پسر خود را فرد میگذارد.
جرج ویزلی یکی از شخصیتهای داستان هری پاتر نوشته جی کی رولینگ است. وی برادر بزرگتر رون ویزلی و برادر دوقلوی فرد ویزلی به حساب میآید. او و برادر دو قلویش پس از بیل، چارلی وپرسی چهارمین فرزند مالی و آرتور ویزلی هستند. او در زمان تحصیل در هاگوارتز در تیم کوییدیچ گریفیندور به همراه فرد مدافع تیم بود. او نیز مانند سایر ویزلیها مو قرمز بود وطبعی بسیار شوخ داشت. جرج به همراه برادرش در کتاب پنجم از مدرسه فرار کردند و یک مغازه شوخیهای جادویی بسیار موفق در کوچه دیاگون تأسیس کردند. همچنین او به همراه برادرش به عضویت محفل ققنوس درآمد و در یکی از مبارزات یکی از گوشهای خود را توسط طلسم سکتوم سمپرای اسنیپ از دست داد. پس از مرگ فرد در حملهٔ ولدمورت به هاگوارت او نام اولین فرزندش را فرد گذاشت.
خاندان بلک | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سپتیمس ویزلی | سدرلا بلک | پریوت مونث | پریوت مذکر | ایگنیتیوس پریوت | لوگریشا بلک | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آپولین دلاکور | آقای دلاکور | بیلیس ویزلی | آرتور ویزلی | مالی پریوت | گدیون پریوت | فابین پریوت | لیلی اونز | جیمز پاتر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گابریل دلاکور | چارلز ویزلی | فرد ویزلی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فلور دلاکور | ویلیام ویزلی | پرسی ویزلی | جورج ویزلی | هرمیون گرنجر | رونالد ویزلی | جینورا ویزلی | هری پاتر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ویکتوار ویزلی | فرزندان دیگر | فرد ویزلی | رز ویزلی | هوگو ویزلی | جیمز پاتر | آلبوس پاتر | لیلی پاتر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
توضیح:رنگهای مختلف دلالت بر نسلهای مختلف دارند.
مالی ویزلی
شخصیتهای هری پاتر | |
{{{نام}}} | |
---|---|
جنسیت: | مؤنث |
رنگ مو: | قرمز |
رنگ چشم: | مشکی |
محل اقامت: | پناهگاه |
گروه: | گریفیندور |
نژاد: | اصیلزاده |
قدرتهای ویژه: | پختن غذاهای عالی |
عضویت در: | محفل ققنوس |
بازیگر فیلمها: | آرتور ویزلی |
اولین حضور در: | هری پاتر و سنگ جادو |
مالی ویزلی (به انگلیسی: Molly Weasley) شخصیت تخیلی مجموعه داستانهای هری پاتر نوشته جی کی رولینگ میباشد.
خانواده
او مادر خانواده ویزلی و همسر آرتور ویزلی است که آن دو هفت فرزند به نامهای بیل، چارلی، پرسی، فرد، جرج، رون و جینی دارند. او همچنین نسبت دوری با خاندان بلک دارد. (همهٔ خانوادههای اصیل زاده باهم نسبت دارند)
هری پاتر و سنگ جادو
در هری پاتر و سنگ جادو هنگامی که هری در ایستگاه کینگزکراس به دنبال سکوی نه و سه چهارم میگردد برای نخستین بار خانواده ویزلی را ملاقات میکند و مالی ویزلی برای او روش رسیدن به قطار سریعالسیر هاگوارتز را تشریح میکند.
هری پاتر و تالار اسرار
در هری پاتر و تالار اسرار پس از اینکه هری و رون نتوانستند وارد سکوی نه و سه چهارم شوند و با ماشین فورد آنجلینا به هاگوارتز میروند، مالی ویزلی برای رون نامهٔ عربده کش میفرستد.
هری پاتر و زندانی آزکابان
در هری پاتر و زندانی آزکابان او، خانوادهٔ ویزلی و هرمیون گرنجر، هری را در پاتیل درزدار ملاقات میکنند.
هری پاتر و جام آتش
در هری پاتر و جام آتش مالی ویزلی به همراه بیل ویزلی برای تماشای مرحله آخر مسابقات سه جادوگر به هاگواراتز میآیند.
هری پاتر و محفل ققنوس
در هری پاتر و محفل ققنوس، محفل ققنوس دوباره تشکیل میشود و محل قرارگاه میدان گریمولد شماره دوازده است و او، خانوادهٔ ویزلی، هرمیون و هری چند ماهی را در این خانه اقامت میکنند.
هری پاتر و شاهزاده دورگه
در هری پاتر و شاهزاده دورگه او به دلیل نامزدی ناگهانی فلور دلاکور و بیل ناراحت است و هری در کریسمس به خانهٔ آنها میآید.
هری پاتر و یادگاران مرگ
در هری پاتر و یادگاران مرگ او در عروسی بیل و فلور همراه با خانم دلاکور (مادر فلور) اشک میریزد و سرانجام در پایان داستان بلاتریکس لسترنج را به قتل میرساند.
نویل لانگباتم
شخصیتهای هری پاتر | ||
![]() تصویر متیو لوئیس در نقش نویل لانگباتم در فیلم هری پاتر و محفل ققنوس | ||
نویل لانگ باتم | ||
---|---|---|
جنسیت: | مذکر | |
رنگ مو: | قهوهای | |
رنگ چشم: | مشکی | |
محل اقامت: | هاگوارتز | |
گروه: | گریفیندور | |
مدرسه: | هاگوارتز | |
نژاد: | اصیلزاده | |
قدرتهای ویژه: | گیاهشناسی جادوئی | |
عضویت در: | ارتش دامبلدور | |
بازیگر فیلمها: | متیو لوئیس | |
اولین حضور در: | هری پاتر و سنگ جادو |
نویل لانگباتم یکی از شخصیتهای داستان هری پاتر، به قلم جی کی رولینگ است. در داستان او همسال هری پاتر میباشد و در در گروه گریفیندور قرار دارد.
کتاب اول تا چهارم

وی صورتی گرد دارد و موهایی قهوهای. تقریباً تپل و حسابی فراموشکار است. پدر و مادرش با طلسم شکنجهٔ بلاتریکس لسترنج، بارتیموس کراواچ (پسر)و دونفر دیگر دیوانه شدند. پسر آلیس و فرانک لانگ باتم است. با مادربزرگ سختگیرش زندگی میکند که حسابی از دست فراموشکاریهایش ناراحت است. او وزغی به نام تِرِوِر دارد که اگر آن وزغ در قطار گم نمیشد شاید هرمیون گرینجر با رونالد ویزلی و هری پاتر دوست نمیشد زیرا هرمیون وقتی برای کمک به نویل دنبال تِرِوِر میگشت به کوپه هری و رون میرسد و وقتی مبیند رون میخواهد جادو کند در قطار مینشیند و کمکم با آن دو دوست میشود. (در چهارمین قسمت، نویل عاشق جینی بودهاست)
او در این کتابها نقش زیادی ندارد. او در کتاب اول ۱۰ امتیاز نصیب گریفیندور کرد که باعث قهرمانی گروه گریفیندور شد. در کتاب چهارم هم او با جینی به جشن رقص میرود و هری نمیتواند با جینی برود.
کتاب پنجم
او به هری پاتر کمک میکند که بتواند از طریق آتش آمبریج با سیریوس ارتباط برقرار کند. او همراه دیگر بچهها از جمله جینی و رون ویزلی، هرمیون گرنجر، لونا لاوگود و هری پاتر توسط آمبریج دستگیر میشود و در وزارتخوانه نویل همراه هری پاتر میجنگد ولی یک پیشگویی که ولدمورت به دنبالش بود را میشکند. همچنین در این کتاب هرمیون و رون و جینی میفهمند که پدر و مادر نویل توسط تلسم شکنجه مردهاند و برأی همین زمانی که مودی تلسم شکنجه را انجام می داد عصبانی می شد . در ضمن دامبلدور پیشگویی را برای هری فاش میکند و میگوید: هم تو و هم نویل نشانههای پیشگویی را دارید.
کتاب ششم
در این کتاب نویل به همراه هری و جینی به مهمانی اسلاگهورن دعوت میشود ولی تأثیر متقابلی بر داستان نمیگذارد.
کتاب هفتم
در این کتاب زمانی که رون و هری و هرمیون به دنبال جان پیچها بودند نویل، لونا و جینی دوباره کلاسهای الف دال را تشکیل میدهند ولی زمانی که لونا را میدزدند و جینی مدرسه نمیآید او که یکی از سه سردسته این گروه است به ناچار آن را متوقف میکند و زمانی که هری برای پیدا کردن جان پیچ ولدمورت که نیم تاج ریونکلا است به هاگوارتز میآید نویل همراه با بقیه میجنگد و مار ولدمورت را که یک جان پیچ است نابود میسازد.
۱۹ سال بعد
نویل لانگ باتم استاد گیاهشناسی در هاگوارتز و علاقه او به لونا لاوگود یک طرفه میماند چرا که به گفتهٔ جی.کی.رولینگ لونا لاوگود با رالف اسکمندر (نوهٔ نیوت اسکمندر نویسنده کتاب جانوران شگفت انگیز و زیستگاه انها) ازدواج میکند.
سیموس فینیگان
شخصیتهای هری پاتر | ||
![]() سیموس فینیگان در یوبال | ||
سیموس فینیگان | ||
---|---|---|
جنسیت: | مذکر | |
گروه: | گریفیندور | |
مدرسه: | هاگوارتز | |
نژاد: | دورگه | |
عضویت در: | ارتش دامبلدور | |
بازیگر فیلمها: | دوون مورای | |
اولین حضور در: | هری پاتر و سنگ جادو |
سیموس فینیگان (در انگلیسی: Seamus Finnigan) شخصیتی خیالی در داستانهای هری پاتر نوشتهٔ جی. کی. رولینگ است. اولین حضور او در هری پاتر و سنگ جادو است که در خوابگاه هری پاتر قرار میگیرد. او هم مانند رون ویزلی یکی از علاقهمندان دو آتشهٔ بازی کوییدیچ است. مادر او یک جادوگر و پدرش یک مشنگ است. مادرش و گزارشهای روزنامهٔ دیلی پرافت از دلایلی هستند که در هری پاتر و محفل ققنوس، سیموس هم جز دستهٔ کسانی قرار میگیرد که هری را باور نکرده و فکر میکند او در مورد بازگشت لرد ولدمورت خیالات میبافد. اما او بعداً از هری عذرخواهی کرده و عضوی از ارتش دامبلدور میشود و به طرز عالی در جنگ هاگوارتز می جنگد.پس از جنگ با لاوندر براون ازدواج میکند.[1]
لونا لاوگود
شخصیتهای هری پاتر | ||
![]() ایوانا لینچ در نقش لونا لاوگود در هری پاتر و محفل ققنوس | ||
لونا لاوگود | ||
---|---|---|
جنسیت: | مؤنث | |
رنگ مو: | طلایی | |
گروه: | ریونکلا | |
عضویت در: | ارتش دامبلدور | |
اولین حضور در: | هری پاتر و محفل ققنوس |
لونا لاوگود (به انگلیسی: Luna Lovegood) شخصیتی داستانی در مجموعهٔ هری پاتر است. وی دختر زنوفیلیوس لاوگود یکی از دانش آموزان مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز است که در گروه ریونکلا درس میخواند. او در پنجمین رمان این مجموعه یعنی هری پاتر و محفل ققنوس ناگهانی سر و کلهاش پیدا میشود و جی کی رولینگ در کتابش او را بهطور غیرمعمول زیبا، با موهایی بلند و طلایی، چشمانی نقرهفام و نگاهی خیره توصیف میکند. لونا هم سن و سال جینی ویزلی است و نقش مهمی را در همراهی با هری و همکلاسیهایش برای رفتن به سازمان اسرار و جنگیدن، ایفا میکند. او مادر خود را از دست داده و در (هری پاتر و محفل ققنوس)با هری همدردی میکند. اقتباس سینمایی این کتاب، نقش لونا را ایوانا لینچ (Evanna Lynch) بازی میکند که به عقیده رولینگ برای ایفای این نقش عالی و بی عیب و نقص است. او در کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ برای یافتن جان پیچ ریونکلا به هری کمک شایانی میکند؛ و با نویل لانگ باتم ازدواج نمی کند.
چو چانگ
شخصیتهای هری پاتر | ||
![]() چو چانگ در محفل ققنوس | ||
چو چانگ | ||
---|---|---|
جنسیت: | مؤنث | |
رنگ مو: | سیاه | |
رنگ چشم: | قهوهای | |
گروه: | ریونکلا | |
مدرسه: | هاگوارتز | |
عضویت در: | ارتش دامبلدور | |
بازیگر فیلمها: | کیتی لیانگ | |
اولین حضور در: | هری پاتر و زندانی آزکابان |
چو چانگ شخصیت داستان هری پاتر نوشته جی کی رولینگ است که در مدرسه هاگوارتز و در گروه ریونکلا قرار دارد و یک سال از خود هری پاتر بزرگتر است.
چو چانگ دختری بلند قامت و زیبا رو است که موهای سیاه و چشمان آسیایی دارد.
چو شخصیتی اجتماعی دارد و به همین سبب دوستان زیادی دارد … وی جستجوگر تیم کوییدیچ ریونکلا است و همچنین به تیم حرفهای کوییدیچ تورنادو علاقه دارد.
اسم او بر این شاره دارد که او اهل شرق آسیا است و احتمالاً به کشورهای چین یا کره تعلق.
نقش چو چانگ را در فیلمهای هری پاتر کیتی لیونگ ایفا میکند. وی در فیلمهای هری پاتر و جام آتش، هری پاتر و محفل ققنوس، هری پاتر و یادگاران مرگ - قسمت اول و هری پاتر و یادگاران مرگ - قسمت دوم ایفای نقش میکند.
چو اولین کسی است که توانست هری را به خود علاقهمند کند، با اینکه در میان آن دو شباهت شخصیتی وجود نداشت. علاقه این دو نفر از سال سوم تحصیل هری پاتر در هاگوارتز و اولین دیدار آن دو در مسابقه کوییدیچ گریفنیندور و ریونکلا آغاز شد.
چو چانگ در سال بعد با سدریک دیگوری ارتباط عشقی داشت و حتی بعد از مرگ سدریک و ارتباط چو با هری هیچوقت سدریک را فراموش نکرد و این یکی از دلایل جدایی آن دو در پایان سال پنجم تحصیل هری بود.پس از اینکه در کتاب پنجم دوست صمیمی چو ماریتا اجکومب ارتش دامبلدور را لو میدهد،رابطه چو و هری هم قطع میشود.اگرچه هری بعدها هنوز هم ته دلش چو را دوست داشت.اما پس از آشنا شدن با جینی ویزلی مهر چو از دل هری بیرون میرود.چو در جنگ هاگوارتز می جنگد
منابع
- مجموعه کتابهای هری پاتر، نشر تندیس، نوشتهٔ جی.کی. رولینگ و ترجمهٔ ویدا اسلامیه