بهارلویی
این نوشتار کامل نیست. لطفاً به بهبود آن کمک کنید، یا دربارهٔ اِشکال آن، در صفحهٔ بحث، گفتوگو کنید. بهارلویی بهارلو (باهارلؽ) یکی از ایلات تُرک ایران میباشد. ایل بهارلو در عضویت سپاهان قزلباش با اتحاد دیگر طوایف تُرک دودمان صفویان را تأسیس نمودند. همچنین ایل بهارلو (باهارلؽ) از متحدان و نزدیکان قراقویونلوها بودند. پوشش و آداب و رسوم مشترکی با ایل باصری (رَمکاریان - پاسارگادیان - پاساری - باساری) تنها بازماندگان نخستین دودمان متحد ایرانی هخامنشی دارند. تُرکان بهارلو (باهارلؽ) از پُرافتخارترین تُرکان بوده و در طول تاریخ سهم بهسزایی در اعتلاء و پیشرفت فرهنگ و تمدّن اسلامی-تُرکی داشته و دارند. مردم شهر بهار مرکز شهرستان بهار (باهار) واقع در استان همدان از تبار تُرکان بهارلو (باهارلؽ) میباشند. کورش کبیر یکی از بهارلویی اصیل بوده تاریخچه
همانگونه که در منابع گوناگون و معتبر تاریخ آمدهاست تُرکان «اوغوز - آغوز - آغاۆز - آغیۆز» به معنای «سفیدروی» مشتل بر ۲۴ ایل بودهاند. تُرکان بهارلو (باهارلؽ) مردمانی تُرکتبار و تُرکزبان از «تُرکان قاراقویونلوی دشتخوارزم» میباشند، چنانکه یکی از طوایف از ایلات تُرکمان دشتخوارزم را باهارلؽ مینامند. بهارلویان (باهارلؽلار) در حدود ۷۰۰ سال پیش به علت تأسیس شهری به نام «بهار» (باهار) بر بقایای قلعه بهار (باهارقلعه) در «استان همدان» کنونی به بهارلو (باهارلؽ) مشهور میگردند. تُرکان بهارلو (باهارلؽ) تیرهای خاص در درون قبیلهٔ «قاراقویونلو» از «ایلات تُرکستان» میباشند که حدود ۸۰۰ سال پیش در زمان سلاطین سلجوقی و حملهٔ مُغولان توسط چنگیزخان (تموچین) پس از فتح ایران کنونی به سرزمینهای آناتولی کوچیده و ساکن گردیدند، اما بعدها پس از پیروزی تیمور بر امپراطوری عثمانی بهارلویان (باهارلؽلار) به ایران کنونی بازگردانده شدند. مهمترین قبایل «قزلباش» که جملگی تُرک بوده و از سوریه امروزی به ایران کنونی بازگردانده شدهاند عبارت بودهاند از «اوستاجلو، آوشار، قاجار، شاملو، بیگدلی (بَگٔدیلی) و ...». بیگدلیان (بَگٔدیلیلار) شمال سوریه کنونی را «شاملو» و بیگدلیان (بَگٔدیلیلار) جنوب آسیای کوچک و روم بخشی از تُرکیه امروزی را «روملو» مینامیدند. این واقعیت که قبیلهای به نام باهارلؽ در آناتولی مرکزی وجود دارد حاکی از آن است که به هنگام کوچ نیاکان بهارلویان (باهارلؽلار) ایران از آناتولی به همدان بخشی از ایل بهارلو (باهارلؽلار) در آناتولی باقی ماندند. پس از بازگشت بیگدلیان (بَگٔدیلیلار) به ایران امروزی، بخشی از بیگدلیان (بَگٔدیلیلار) شاملو از ایل مادر خود جدا شده و پس از سکونت در همدان کنونی و بنیان نهادن شهری به نام بهار (باهار) نام بهارلو (باهارلؽ) را باری دیگر احیاء نمودند، چنانکه حتی در دورهٔ "صفوی" همدان به نام «علی شکر بَگٔ» سردار شهیر ایل بهارلو (باهارلؽ) یاد میشد و نیز همسر «جهانشاه قراقویونلو» دختر امیر علی شکر بَگٔ باهارلؽ بود، البته لازم به ذکر میباشد که نام بهارلو (باهارلؽ) پیش از این کوچ نیز رایج بودهاست و به همین دلیل است هنگامی که بخشی از بیگدلیان (بَگٔدیلیلار) شاملویی که از ایل مادر جدا شده بودند پس از سکونت در همدان کنونی شهر مورد تأسیس خود را بهار (باهار) نامیدند. ایل بهارلو (باهارلؽ) از ارکان مهم و تکیهگاه اصلی امپراطوری قراقویونلو بودهاند و سرداران ایل بهارلو (باهارلؽ) از راه پیوند زناشویی با قاراقویونلویان خویشآوندی محکمی ایجاد نمودند و بدین گونه مهمترین سرداران قاراقویونلو از ایل بهارلو (باهارلؽ) بودند. ایل بهارلو (باهارلؽ) به همراه «بارانلو، سعدلو، بایراملو، آلپاووتاویماق» اتحادهٔ اصلی قراقویونلو را تشکیل میدادند. پس از جهانشاه و با متزلزل شدن پایههای حکومت قراقویونلو «بایرام بَگٔ» و «پیرعلی بَگٔ» فرزندان امیر علی شکر بَگٔ که از بزرگان بهارلو و قراقویونلو محسوب میشدند در صدد برآمدند با حمایت از خواهرزادههای خویش حکومت قاراقویونلو را حفظ نمایند لذا با حکومتهای «آغقویونلو» و تیموریان توافق نکردند اما پس از مدتی کشمکش و جنگ با لشکرهای آققویونلو و تیموریان نهایتاً از سلطان حسین تیموری در گرگان شکست خورده و کشته شدند. به هنگام فروپاشی و براندازی دولت قاراقویونلو به دست آققویونلویان فرزندان و متابعین ایشان به هند مهاجرت نموده و همزمان بخشی از ایل بهارلو (باهارلؽ) به خراسان کنونی و بخشی نیز به آذربایجان کنونی کوچ نمودند اما بخشی همچنان در همدان و شهر بهار (باهار) ماندند اما از ییلاق-قشلاق (یایلاغ-غیشلاغ) درآمدند. بخشی از ایل بهارلو (باهارلؽ) که به خراسان کوچیده بودند بعدها به مشهدلو معروف گشتند و به همراه بابر بنیانگذار امپراطوری گورکانی (کۆرَکَن) در جنگ با هندوستان شرکت کردند و سلسلهٔ قطبشاهیان را در کَلکَتِّه (گَلکَندَه) در فلات دَکَن هند تأسیس کردند و بیش از ۲ قرن در آنجا حکومت نموده و بدین گونه بود که بخشی از ایل بهارلو (باهارلؽ) در هندوستان ساکن شدند و نقش بزرگی را در تاریخ هند ایفا نمودند. بخشی که به هند مهاجرت کردند در پایهگذاری و قدرت گرفتن «حکومت همایون گورکانیان» (کۆرَکَن) هند نقش اصلی را به عهده داشتند. «بایرامخان بهارلو» مشهور به خانخانان نبیرهٔ پیرعلی بَگٔ سپهسالار حکومت گورکانی (کۆرَکَن) و همچنین پرورشدهنده و صدراعظم «اکبرشاه گورکانی» بود و پسرش «عبدالرحیمخان» نیز از وزراء و بزرگان حکومت اکبرشاه گورکانی بود. بخشی از ایل بهارلو (باهارلؽ) که در همدان ماندند به رهبری «حسن بَگٔ شکر اوغلی» (نبیرهٔ امیر علی شکر بَگٔ باهارلؽ) ابتدا با آققویونلوها توافق نمودند و حسن بَگٔ شکر اوغلی جزو رجال دربار آغقویونلو بود. بهارلویان (باهارلؽلار) ساکن همدان در زمان شاهاسمائیل به ایلات قزلباش در دورهٔ صفویان پیوستند و یکی از ۷ ایل معتبر سپاهان قزلباش (قؽزؽلباش) از ایلات قاراقویونلو بودند و تکیه گاه اصلی نخستین شاهان صفوی را تشکیل میدادند که از نجیبان و اَشراف بهشمار میرفتند. در زمان شاهعباس، خان ولی بَگٔ باهارلؽ در رأس این ایل بود اما شاهعباس که در نظر داشت قدرت اُمرای قزلباش (قؽزؽلباش) را حذف کرده و لشکر شاهسِوَن را جایگزین نماید، با دسیسه و سیاست خاندان قوام و با توطئه و حمایت فرهاد میرزا معتمد الدّوله برای کم کردن قدرت قزلباشان (قؽزؽلباشلار) خانولی بَگٔ باهارلؽ را کُشت و ایلوالوس، متابعان و فرزندان او را به فارس، خراسان و آذربایجان فرستاد که بهارلویان (باهارلؽلار) ساکن در آذربایجان، خراسان و فارس بازماندگان این تبعید و سیاست شاه صفوی هستند. برخی از طوایف مختلف بهارلو (باهارلؽ) از اواخر دورهٔ صفوی به مرور به فارس مهاجرت نمودند و بنا بر این بخش اعظم ایل بهارلو (باهارلؽ) در فارس مستقر شدند و برای کم کردن قدرت قشقائیان (قاشقایلار) ایل بهارلو (باهارلؽ) در فارس در سال ۱۲۳۷ جزء "ایلات خمسه" قرار گرفت اما بهارلویان (باهارلؽلار) با این سیاست حکومت کنار نیامدند و درگیری با حکومت و کشمکش با خاندان قوام سالها ادامه داشت چنانکه بهارلویان (باهارلؽلار) در شورش عشایر فارس در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۹ شرکت داشتند. پس از مرگ آخرین رهبر ایل بهارلوی (باهارلؽلار) فارس بخشهائی به مرور در دستههای متفاوت و طی سالیان مختلف به <چهارمحال> (یانچشمه)کوچ نمودند و نیز بخشهائی به <اصفهان> کنونی کوچ نمودند اما بخشی که در فارس مانده بودند در پی کشمکشهای خونین برای دستیابی به قدرت در اندک زمانی برهم شوریده، جنگها نموده و خصومتها ورزیدند؛ تا بدان اندازه که از کُشت، غارت و اسارت یکدیگر هیچگونه اغماضی نداشتند و این قتلعامهای مکرّر تا بدان اندازه تلفات انسانی داشت که ایل بهارلو (باهارلؽ) دیگر هیچگاه نتوانست قدرت سابق خود را بازیابد پس چنین تشخیص داده شد که دیگر شمارشان آنچنان نیست که بتوانند به کوچهای طولانی فصلی که بدان خو گرفته بودند ادامه دهند و بازماندگان در قشلاقهای (غیشلاغلار) خود ساکن شده و از راه دامداری و کشاورزی و حتی راهزنی امرارمعاش مینمودند. بهارلویان (باهارلؽلار) که روزگاری از بهترین سوارکاران و تیراندازان و هولانگیزترین جنگجویان بودند پس از جنگجهانیدوم دیگر به طور کل یکجانشین شدند و بدین ترتیب بهارلویان (باهارلؽلار) در نقاط مختلف پراکنده شدند.
آئین و زبان
بهارلویان (باهارلؽلار) ایران به لهجهٔ مختص خویش از گویشهای جنوبغرب زبان تُرکیاوغوز سخن گفته و مسلمان شیعهٔ دوازدهامامی میباشند.
جغرافیا
امروزه بازماندگانی از ایل بهارلو (باهارلؽ) در کشورهای <روسیه، هند، تُرکیه، ایران، عراق، سوریه و جمهوریآذربایجان> پراکندهاند. تُرکان بهارلو (باهارلؽ) به عنوان مردم بومی کشور تُرکیه عمدتاً در استان <دیاربکر> زندگی میکنند و نیز شهری به نام باهارلؽ در این کشور و در همین منطقه وجود دارد همچنین تُرکان بهارلو (باهارلؽ) در شمال کشور جمهوری آذربایجان در شهرستان <آغدام و بخش شوشا و بخش زنگنهزور> زندگی مینمایند و ۳ شهر نیز به نام باهارلؽ در همین مناطق وجود دارند و نیز در کشور هند در <فلات دکن و کلکنده> وجود دارند و نیز در کشور عراق در کرکوک، اربیل، تلعفر، موصل، کفری، دوز خورماتو، داقوق و آلتون کوپری و همچنین در کشور سوریه در حلب، دمشق، جزیره، حمات، حمص و لاذقیه و سایر جمعیت ایل بهارلو (باهارلؽ) نیز در کشور ایران در حال حاضر به صورت بومی گسترده در <آذربایجان، اردبیل، اصفهان، بوشهر، چهارمحال، خراسان، زنجان، فارس، قزوین، کردستان، کرمان، کهگیلویه، مرکزی، هرمزگان، همدان و…> و همچنین تهران (کیکاور، شهریار) میباشند که به صورت بومی در آذربایجان <دشت دیزجرود> به مرکزیت شهرستان <مراغه>، در خراسان روستای <بهارمرز> به مرکزیت شهرستان <درمیان> و چند روستای دیگر نزدیکی مرز <افغانستان> و شمال این استان روستای <بلال> به مرکزیت شهرستان <سبزوار> و دیگر روستاها به مرکزیت شهرستان <مشهد>، در کرمان <رابر> به مرکزیت شهرستان رابر و <بزنجان> به مرکزیت شهرستان <بافت>، در فارس <مرودشت، رامجرد، کمین، فسا، صحرای ایزدخواست، لارستان> به مرکزیت شهرستان داراب، در هرمزگان <میناب> به مرکزیت شهرستان میناب، در همدان <شهر بهار و بخش سیمینهرود> به مرکزیت شهرستان بهار، در چهارمحال روستاهای <یاسهچای و هوره> و <شهر سامان> به مرکزیت شهرستان سامان و روستای <یانچشمه> به مرکزیت شهرستان <بن> و در اصفهان روستاهایی از جمله <قرهبلطاق> به مرکزیت شهرستان <بوئینمیاندشت> و در کردستان روستای <بهارلو> به مرکزیت شهرستان <قروه> به شکل مردمان بومی منطقه زندگی مینمایند. البته در حال حاضر پراکندگی بهارلویان (باهارلؽلار) به صورت مهاجر در نقطهنقطه و جایجای ایران قابل لمس و مشاهده میباشد. اکثریت جمعیت ایل بهارلو (باهارلؽ) هماکنون در استان فارس بهویژه شهرستان داراب زندگی میکنند.
طوایف
ایل بهارلو (باهارلؽ) تنها در ایران دارای بیش از ۵۰ طایفه میباشد که عبارتند از:
ابراهیمخانی، احمدلو، اسمائیلخانی، امنه، بارانلو، بربر، بکله، بوربور، باهارلؽ، تلکه، جامهبزرگی، جرغه، جوقه، جرگه، چهاردهچریک، حاجیتارلو، حاجیترلو، حاجیطاهرلو، حاجیعطارلو، حیدرلو، خنوسلو، دروا، رسولخانی، ساقیز، سقز، سکز، سکیز، سلیمانی، شیخلر، صحراگرد، صفیخانی، طاهری، طراوتی، عیسیبِیگلو، کریملو، کلاهپوستی، عاشیقلر، عمله، قرهاولاد، کاید، محمدخانی، مشهدلو، بردشاهی ناصربِیگلو، نظربِیگلو، ورثه و…
منابع
ابوبکر تهرانی، کتاب دیار بکریّه، چاپ لوگال و سومر
غیاث الدّین بن همام الدّین خواندمیر، تاریخ حبیب السّیر، چاپ محمّد دبیرسیاقی
حسینعلی رزمآرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها)
حسن روملو، احسن التّواریخ، چاپ عبدالحسین نوائی
محّمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، کانپور ۱۸۸۴
مسعود کیهان، جغرافیای مفصّل ایرانمحمّد بن خاوندشاه میرخواند، روضة الصّفا، لکهنو ۱۸۷۴
عبدالباقی نهاوندی، مآثر رحیمی، کلکته ۱۹۲۴
وقایعاتّفاقیّة: مجموعهٔ گزارشهای خفیهنویسان انگلیس در ولایات جنوبی ایران، چاپ سعیدی سیرجانی
دائرةالمعارف تشیع، تهران ـ ۱۳۶۸ ـ چاپ نخست ـ جلد دوم ـ صفحه ۶۴۴
آتشکدهٔ آذر - نشر کتاب – تهران ۱۳۷۷ – صفحهٔ ۳۵۳
مردمشناسی ایران – هنری فیلا – ترجمهٔ دکتر عبداللّه فریار – انتشارات کتابخانهٔ ابن سینا – تهران ۱۳۴۳ – صفحه ۱۳۲
تاریخ بختیاری – علیقلیخان بختیاری - اسعد بختیاری - انتشارات یساولی فرهنگسرا ۱۳۶۱– تهران
کتاب " تاریخ بِیگدیلی-شاملو " – جلد اول – تألیف پروفسور غلامحسین بیگدلی صفحه ۳۵۳
سومرفاروق ، نقش تُرکان آناتولی در تشکیل و توسعه حکومت صفوی ، تهران ، گستره، ۱۳۷۱
بیاتکاوه ، شورش عشایر فارس ، نقره ، ۱۳۶۵ ، صفحه ۵۱ تا ۵۵
میلادبهارلو