رابرت هایزر
رابرت ارنست هایزر (به انگلیسی: Robert Ernest Huyser) (۱۴ ژوئن ۱۹۲۴ – ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۷) ژنرال ۴ ستاره نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا بود. او در جنگهای جهانی دوم، کُره و ویتنام شرکت داشت و در جنگ جهانی دوم خلبان هواپیماهای معروف «ب - ۵۲» Boeing B-52 Stratofortres بود که بیشترین نقش را در انهدام ویتنام داشتند. وی دارای بیش از ۵۰۰۰ ساعت پرواز با هواپیمای جنگی، ۲۰۰۰ ساعت پرواز با هواپیماهای سوخترسان، ۱۴۰۰ ساعت پرواز یکنفره، و ۱۵۰۰ ساعت پرواز با هواپیماهای سبک بود. هایزر تمام مدالهای افتخار نیروی هوایی آمریکا را تصاحب کرده بود. او در ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۷ در مرکز پزشکی پایگاه نیروی هوایی تراویس درگذشت..
رابرت هایزر | |
---|---|
![]() هایزر در سال ۱۹۷۳ در درجه سپهبدی | |
نام(های) مستعار | Dutch |
زاده | ۱۴ ژوئن ۱۹۲۴ پائونیا، کلرادو |
درگذشته | ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۷ (۷۳ سال) پایگاه نیرو هوایی تراویس، کالیفرنیا |
مدفن | |
وفاداری | ایالات متحده آمریکا |
شاخه نظامی | نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا |
سالهای خدمت | ۱۹۸۱-۱۹۴۳ |
درجه | ارتشبد |
فرماندهی | Military Airlift Command |
جنگها و عملیاتها | جنگ جهانی دوم جنگ کره جنگ ویتنام |
نشانها | Defense Distinguished Service Medal Air Force Distinguished Service Medal (2) لژیون افتخار نشان ستاره برنزی نشان هوایی |
_cropped.jpg.webp)
سفر به ایران در آستانهٔ انقلاب
فرستاده نظامی کارتر ۱۴ دی ۵۷ وارد ایران شد، او بامداد ۱۴ بهمن کشور را ترک میکند. هایزر فقط یک بار به همراه ویلیام سالیوان و همچنین یک بار به تنهایی با شاه دیدار کرد تا پیام کارتر و ماموریتش را ابلاغ کنند، پیامی مبنی بر درخواست خروج بدون معطلی شاه از ایران و حمایت از دولت غیر نظامی شاپور بختیار و در صورت سقوط دولت شاپور بختیار کودتای نظامی جهت سرنگونی انقلابیون انجام دهد . در پی سقوط حکومت پهلوی «مأموریت هایزر» به معمایی بزرگ و جنجالی تبدیل شد: هواداران سلطنت هایزر را بزرگترین نماد خیانت کارتر به شاه میدانند. بختیار، میگفت که هایزر به ارتش گفته بود بیطرفی اعلان و پشت او را خالی کند. انقلابیون هایزر را کودتاچی ناموفق میدانند چهار روز پیش از رفتن شاه (۲۲ دی) هایزر به واشینگتن خبر میدهد که سپهبد امیرحسین ربیعی (فرمانده نیروی هوایی) و ارتشبد حسن طوفانیان میگویند که ارتش باید به محض رفتن شاه دست به کودتا بزند. او مینویسد: «آنها بازگشت خمینی را به کشور فاجعه میدانند؛ فکر میکنند بختیار موفق نخواهد شد و معتقدند که با گذشت زمان ارتش توان کودتا را از دست خواهد داد.»
اکثر گزارشهایی که هایزر از تهران به پنتاگون و کاخ سفید فرستاده هنوز از حالت طبقهبندی خارج نشده، اما اسناد جدید به وضوح نشان میدهد که ژنرالی که کارتر برای اطمینان از جلب حمایت ارتش از دولت بختیار به تهران فرستاده بود، در آستانه خروج شاه از ایران در کنار سالیوان به میانجیگر پشتصحنه امرای ارتش و یاران آیتالله خمینی تبدیل شد.
برای ما رودررو کردن فرماندهان و افسرانی که به شاه سوگند وفاداری یاد کرده بودند با دشمنان قسمخورده شاه که در پی سرنگون کردن سلطنت بودند کار بسیار دشواری بود. آن طور که سفیر بریتانیا یک بار به لندن گفته بود امرای ارتش که تازه «بسته بختیار» را پذیرفته بودند، هنوز آماده پذیرش بسته جمهوری اسلامی نبودند.
سفیر آمریکا روز ۲۴ دی (دو روز پیش از خروج شاه) به واشینگتن خبر میدهد که گره کار کجاست: ارتشبد قرهباغی و سپهبد ناصر مقدم بر سر محل دیدار با بازرگان و محمد بهشتی اختلاف داشتند.
سالیوان مینویسد: «بهشتی به خاطر امنیت خودش اصرار دارد که نشست در خانه خودش برگزار شود. ارتش فعلاً این درخواست را رد کرده. بازرگان همخانه بهشتی را ترجیح میدهد ولی آماده است که در خانه یک کارمند سفارت هم دیدار کند. ما فرض را بر این میگذاریم که ارتش هم این را قبول کند».
سالیوان میگوید که ژنرال هایزر و ژنرال فیلیپ گست (رئیس اداره مستشاری آمریکا در ارتش ایران) سعی کردهاند فرماندهان ارتش را متقاعد کنند که «پرستیژ خود را کنار بگذارند» و به دیدار بهشتی بروند یا این که فقط با بازرگان ملاقات کنند؛ ولی باز هم راه به جایی نمیبرند.
در واقع برای گشودن این گره بود که واشینگتن فردای آن روز -در حالی که شاه هنوز در ایران بود- با آیتالله خمینی محرمانه تماس میگیرد تا از نفوذ رهبر انقلاب برای کشاندن محمد بهشتی به پای میز مذاکره استفاده کند.
بنا بر گزارشهای روزانه سالیوان، فرمانده ارتش تا روز هفتم بهمن هم از دیدار با رهبران مخالفان طفره میرود. این موضوع در یک گزارش هارولد براون، وزیر دفاع آمریکا به جیمی کارتر هم آمدهاست.
همان روز سفیر آمریکا هم به واشینگتن خبر میدهد که «قرهباغی به هایزر گفتهاست که به دستور بختیار (از دیدار با بازرگان) طفره میرود».
در هر صورت، بازی موش و گربه در پی بازشدن فرودگاه مهرآباد که به دستور بختیار و موافقت امرای ارتش انجام شد تمام میشود. سران ارتش و ساواک در روزهای نهم و دهم بهمن با نمایندگان آیتالله خمینی ملاقات و دربارهٔ تدابیر امنیتی مراسم استقبال از او صحبت کنند - موضوعی که بنا بر گزارش سالیوان «فرعی» بودهاست. نکته اصلی از نظر او این بود که ارتشبد قرهباغی تضمین میدهد که ارتش بهطور اصولی و مشروط با تغییرات در «قانون اساسی» و «کابینه» مخالفت نمیکند.
این حرف عالیرتبهترین مقام نظامی حکومت شاه تا حد زیادی با پیام محرمانهای که آمریکا پیشتر در نوفل لوشاتو به آیتالله خمینی داده بود مطابقت دارد- این که در موضع دولت کارتر «انعطاف» وجود دارد به این معنا که نمیگوید قانون اساسی ایران -که سلطنت را مانند مذهب رسمی کشور (شیعه) تا ابد غیرقابل تغییر اعلام کرده بود- نمیتواند تغییر کند.
سفیر آمریکا و ژنرال هایزر در پی بازگشت آیتالله خمینی به کشور پیروزی انقلاب را قطعی تلقی و به واشینگتن توصیه میکنند که هرچه زودتر این واقعیت را بپذیرد. آنها همچنین از ضعف شدید ارتش و اختلاف در بین امرای آن به واشینگتن گزارش میدهند
آیتالله خمینی پس از بازگشت به ایران و زمانی که ارتش را به تسلیم شدن تشویق میکرد خطاب به امرای ارتش گفت: «خیال نکنید اگر رها کنید ما میآییم شما را دار میزنیم… ما میخواهیم نظام محفوظ باشد.»
رابط رهبر انقلاب با آمریکا (ابراهیم یزدی) هم پیشتر در نوفل لوشاتو به واشینگتن وعده داده بود که آیتالله خمینی نمیخواهد ارتش را نابود کند.
رئیس ستاد ارتش در آستانه بازگشت آیتالله خمینی به کشور به مهدی بازرگان گفته بود که با تغییر «قانون اساسی» و «کابینه» مخالفتی ندارد به شرط آن که تغییر بر اساس ضوابط قانون اساسی باشد.
اما در آن فضای پرآشوب، خشونت اجتنابناپذیر بود -همافران نیروی هوایی به آیتالله خمینی پیوستند و اعتراضهای خیابانی به قیام مسلحانه و یورش به مراکز پلیس و پادگانها تبدیل شد؛ ولی حتی در لحظات سرنوشت ساز هم تماسهای پشتپرده هواداران آیتالله خمینی با سفارت آمریکا قطع نمیشد.
در پی درگیر شدن همافران نیروی هوایی و گارد شاهنشاهی در پادگان دوشان تپه تهران، سفیر آمریکا گزارش میدهد: «همه آنها بسیار نگرانند که حادثه دوشان تپه امشب به کودتای ارتش منجر شود».
فردای آن روز حدود ساعت ۱۰ و سی دقیقه صبح امرای ارتش بدون اطلاع بختیار دور هم جمع شدند و اعلان بیطرفی کردند.
همزمان در کاخ سفید جلسه فوقالعاده شورای امنیت ملی بدون حضور کارتر - که در کمپ دیوید بود - به ریاست مشاور امنیت ملیاش، زبیگنیو برژینسکی تشکیل میشود.
ارتش فروپاشیده بود و امرای ارتش شاه پا به فرار گذاشته یا در معرض بازداشت و خطر کشته شدن بودند، اما برژینسکی در فکر کودتا بود. بنا بر صورتجلسه نشست، کسی پیشنهادش را جدی نگرفت.
در این میان، وزیر دفاع (هارولد براون) با هایزر که تازه یک هفته قبل از تهران خارج و به ستاد فرماندهیاش در اروپا بازگشته بود تماس میگیرد تا ببیند ژنرال مورد اعتماد کارتر چه نظری دارد.
هایزر تازه پیام گرمی از کارتر دریافت کرده بود که در آن از درایت او در انجام مأموریت خطیر یکماههاش در تهران و خدمت بزرگاش به منافع استراتژیک آمریکا در ایران تقدیر شده بود.
ژنرال هایزر خبر اعلان بیطرفی ارتش را شنیده بود اما متعجب نبود. متن مکالمه تلفنی هایزر با وزیر دفاع آمریکا - که در سال ۲۰۰۸ از حالت طبقهبندی خارج شده - حاوی یک اعتراف تاریخی دربارهٔ کاری است که کارتر و دستیارانش با ارتش شاهنشاهی کردند و هنوز هم از اذعان به آن ابا دارند.
هایزر میگوید: «ما همواره ارتش را به کنار آمدن تشویق کردهایم؛ بنابراین آنها باید مستقیماً پیش بازرگان رفته باشند.»(۱)
ژنرال هایزر پس شکست دولت شاپور بختیار و سقوط حکومت پهلوی به همراه مستشاران و نظامیان آمریکایی به آمریکا بازمیگردد.
منابع
- ۱_ایا آخرین ارتشبد به شاه خیانت کرد؟_http://www.bbc.com/persian/iran/2016/06/160611_l13_shah_betrayedا