ذهن ناهشیار
ضمیر ناخودآگاه یا ناآگاه، دربرگیرنده پدیده های روانی و فرایندهای زندگی واستخراج اطلاعات یاافکار بصورت غیر ارادی(اراده از پیش تعیین شده است) ویا بر اثر عوامل خارجی است که به وسیله شناسایی، ادراک نشده و فاقد کیفیت آگاهیاند.(ناخودآگاه به نوعی دارای شخصیت مستقل ازشرایط حاکم بر جهان وجسم میباشد و سعی درکنترل شخصیتها رامینماید) ناخودآگاه، انباری است پر از تمایلها، آرزوها و خاطرات خارج از دسترس که بر اندیشهها و اعمال تأثیر دارند. فروید نخستین کسی نبود که عوامل تأثیرگذار ذهنی را پیدا و کشف کرد، شکسپیر نیز در نمایشنامههای خویش، آنها را عنوان میکرد؛ ولی کاری که فروید کرد این بود که برای عوامل تأثیرگذار ذهنی در زندگی روزمرهٔ انسان، اهمیت بسیاری قائل شد.[1] .
از مجموعه مقالههای |
روانکاوی |
---|
![]() |
|
مفهوم ناهوشیار (The unconscious) از مبانی نظریه روانکاوی است. هر چند فروید «کاشف» ناهشیار نبود، نخستین کسی بود که در قالب کاوشی نظام مند، تأثیر آن را در حیات ذهنی بهنجار و نابهنجار آدمی بررسی کرد. در روانکاوی معاصر، ناهشیار واجد چهار معنای عمده است. [2]
ناهشیار به منزلۀ « شیء فی نفسه»
فروید در وهلۀ نخست ناهشیار را جزئی از «دستگاه روان» میدانست، نوعی مفهوم کانتی که مستقیماً ادراک پذیر نیست، اما به واسطۀ آن میتوان تبیینی علّی از پدیدههای روانی غیرعقلانی مانند رویا، عارضههای نوروتیک و لغزشهای زبانی به دست داد. او این فرض را پیش کشید که خاطرات، خیالات، آرزوها، افکار و ایدههای ناپذیرفتنی و نامطلوب، و نیز وجوهی از رویدادهای دردناک به همراه هیجانهای همایند با آن ها، از طریق سرکوبی به ناهشیار رانده میشوند. فروید در پروژه منتشر نشدهاش ابراز امید میکند به شرحی نوروبیولوژیک از عملکرد ناهشیار دست یابد که اساس جریان پیوند و تخلیۀ انرژی روانی، یا لیبیدو باشد. هر چند این مدل «هیدرولیک» عمدتاً کنار گذاشته شد، نوروسایکولوژی جدید، در قالب پدیدههایی مانند ادراک زیرآستانهای و «پردازش پیش هشیار» این واقعیت را تائید کردهاست که بسیاری از جنبههای حیات ذهنی که برای بقاء ضروری است، خارج از حیطۀ آگاهی روی میدهد. [2]
ناهشیار به منزلۀ « خزانه معانی نهفته»
هم جهت با دوره روان کاوی معاصر از مکانیزم و گرایش به معنا، «ناهشیار» نیز به استعارهای بدل شد برای توصیف معانی عاطفی که از دسترس آگاهی بیمار به دورند و در رابطۀ او با روانکاو ظاهر میشوند. به این معنا «ناهشیار» نه یک اسم، که صفت است: تعبیر «فرایندهای ناهشیار» جایگزین «ناهشیار» میشود. بدین ترتیب، روانکاوی با مفهوم «پست مدرنِ» چندمعنایی که از مشخصههای هر «متن» یا پدیدۀ فرهنگی است پیوند مییابد. وظیفۀ روانکاو، به جای کالبدشناسیِ دستگاه روان، همکاری با بیمار در کاوشِ این معانیِ نهفته است. [2]
راز و رمز ناهشیار
یونگ (۱۹۳۴) بر وجه ناملموس و شبه اسرارآمیز ناهشیار تأکید داشت. او مشخصاً به جنبههای مذهبی و معنوی تجارب آدمی علاقه مند بود. یونگ مفهوم ناهشیار جمعی را ابداع کرد و آن را ذاتیِ آدمیان و در میانِ آنها مشترک میدانست و بر آن بود که نسبت به ناهشیارِ شخصی توصیف شده از جانب فروید، در لایۀ عمیقتری از ذهن آدمی وجود دارد. او دیدگاه خود را بر این یافته بنا کردهبود که باورها، نمادها و اسطوره شناسیِ مذاهب و فرهنگهای بسیار متفاوت در طی اعصار و در نقاط مختلف جهان، وجوه مشترک بسیاری دارند. [2]
ناهشیار گذشته و ناهشیار حال
سندلر و سندلر (۱۹۸۴) میان «ناهشیار گذشته» و «ناهشیار حال» تمایزی قائل شدهاند که به لحاظ بالینی سودمند است. ناهشیار گذشتۀ فردِ بزرگسال «کودک درون» اوست ،که بدون تغییر باقی ماندهاست و تأثیر بسیاری در تعیین پاسخها، آرزوها و نیازهای فرد بزرگسال دارد. چنان که گویی دوران کودکی همچنان ادامه دارد. از سوی دیگر، ناهشیارِ حال، که بی شباهت به مفهوم پیش هشیار نیست از طریق بهکارگیری مکانیزمهای دفاعی، در ناهشیار گذشته دخل و تصرف میکند و از این رهگذر به خیالپردازیهای ناهشیار گذشته مجال بروز میدهد، البته در قالبی تضعیف (و تحریف) شده. سندلرها بر این باورند که روانکاو، در فرایند درمان، باید همواره از ناهشیار حال به ناهشیار گذشته گذر کند و پیش از اقدام به بازسازی رویدادهای آسیبزای گذشته بر تعامل روانکاوانه در این جا و اکنون متمرکز شود. [2]
نظریه فروید

مفهوم ناهشیار از قسمتهای اصلی نظریهي فروید بود. با اینکه شعرا و اندیشمندان از زمانهای بسیار قبل از وجود ناهشیار باخبر بودند، این فروید بود که به ناهشیار در محدودهی علم روانشناسی رسمیت بخشید[3]. فروید مشخصا بیان میدارد که مفهوم ناهشیار بدان معنا که او در ابتدا آن را مشخص کرد، بر پایهي نظریهي سرکوب قرار دارد. او یک چرخه را در نظر گرفت که در آن ایدهها سرکوب میشوند، ولی در ذهن باقی میمانند، از من هشیار حذف میشوند ولی همچنان فعال باقی میمانند و تحت شرایط خاصی مجددا به من آگاه باز میگردند. این نظریه بر اساس مطالعهی موارد بیماری هیستریا انجام شد که معلوم کرد که بیماران از خود رفتاری بروز میدهند که نمیتوان آنها را به هیچ وجه توجیه کرد بدون آنکه به ایده یا فکری که بیمار از آن کاملا ناگاه است رجوع داد. و روانکاوی بیماران متعاقبا نشان داد که این افکار به سناریوهای جنسی سرکوب شده (واقعی یا تصوری) دوران کودکی آنها باز میگردد. در بازبینیهای آتی فروید از مقولهي سرکوب، در مقالهي سال ۱۹۱۵ او تحت عنوان سرکوب، فروید تفاوت سرکوب اولیه را که به تابوی جهانگیر میل جنسی به افراد خانواده باز میگردد (که از بدو تولد به همراه دارد) و سرکوبی (پس از دریغشدن) که ناشی از اتفاقات زندگی فرد است (که در طی شکلگیری ایگو رخ میدهد) که در آن چیزی که در ابتدا هشیار بود از هشیاری پسزده میشود[4].
در طی توسعه و اصلاح نظریهی فرآیند ذهنی ناهشیار که فروید در مقالهی سال ۱۹۱۵ خود تحت عنوان «ناهشیار» نوشته بود، فروید به موضوع از سه دیدگاه نگاه میکند: پویا، مکاننگاری و اقتصادی.
دیدگاه پویا تشکیل شدن ناهشیار را ابتدا به واسطهي سرکوب و سپس طی فرآیند «سانسور شدن» (که افکار ناخواسته و افکار اضطرابزا را به ناهشیار میفرستد) بررسی میکند.
دیدگاه اقتصادی تمرکز بر مسیر به وجود آمدن محتوای سرکوب شده «باقیماندههای انگیزشهای جنسی» هنگامی که تحت تغییرهای پیچیده قرار میگیرند و تبدیل به نشانگان بیماری و یا به افکار ناهشیار طبیعی مانند رویاها یا از زبان پریدنها تبدیل میشوند. اینها موضوعاتی بودند که فروید مشروح آنها را در کتابهای تعبیر رویاها و آسیبشناسی روانی زندگی روزمرهی خود کاوش کرد.
هنگاهی که هر دوی دیدگاههای فوق در مورد ناهشیار در حالی که قرار است وارد هشیاری شود تمرکز میکند، دیدگاه مکاننگاری تغییر دیدی ارائه میدهد که در آن خاصیتهای نظام ناهشیار و فرآیندهای خاص خودش و شیوههای عملکردیاش مانند شماتت و سر دیگری خالی کردن بروز بیشتری دارد.
این «اولین مکاننگاری» یک مدل ساختار روانی ارائه میدهد که از سه نظام (سیستم) تشکیل میشود:
- سیستم ناهشیار - فرآیند اولیه ذهنی که با اصل لذت اداره میشود که با خصوصیاتی از جمله «استثنا از تضاد متقابلو، .... تحرکپذیری مایهیابی، بیزمانی و جایگزینی شیء خارجی توسط واقعیت روانی اداره میشود.
- سیستم پیشآگاه - که در آن شیء یا نمود ناخودآگاه فرآیند اولیه توسط فرآیند ثانویه زبان (و نمودهای واژگان) محدود میشود که یک پیشزمینه است که بتواند وارد هشیاری شود.
- سیستم هشیاری - افکار آگاه که با اصل واقعیت اداره میشود.
در اثر پسین خود «ایگو و اید (۱۹۲۳)» یک مکانشناسی ثانویه ارائه میشود که از سه بخش اید، ایگو و سوپر ایگو تشکیل میشود که روی مکانشناسی اولیه قرار میگیرد بدون آنکه جایگزین آن شود[5]. در این طبقهبندی اخیر از ناهشیار، اید[6] از یک مخزن غرایز و تمایلات تشکیل میشود که قسمتی از آن موروثی و فطری است و قسمتی دیگر سرکوب شده یا اکتسابی است. بدین سبب از دید اقتصادی اید منبع اصلی انرژی روانی و از دیدگاه پویا با ایگو و سوپرایگو در تضاد است که از دیدگاه ژنتیکی خود از محصولات اید هستند.
کوه یخ
معمولا از تصویر کوه یخی شناور در آب برای توضیح نظریهی فروید استفاده میشود. قسمتی از کوه یخ که بیرون از آب قرار دارد، نشان دهندهی بخش هشیار ذهن است. بخش دیگری از این کوه یخ که در آب شناور است اما هنوز قابل مشاهده است، بخش نیمه هشیار ذهن است. قسمت عمدهی کوه یخ که زیر آب قرار میگیرد و قابل دیدن نیست، ناهشیار افراد را نشان میدهد.این تشبیه نشان میدهد که از نظر فروید بیشتر ذهن را قسمت ناهشیار تشکیل میدهد و تنها بخش کوچکی از آن هشیار است. [7]
الگوهای کاربرد
ذهن ناهوشیار دارای سه الگوی کاربرد قابل تمیز به صورتهای صفت و اسم است. دومین آنها گسترده و غیر نظریهای است. و سومین آنها با دیدگاه خاصی در مورد نظریههای مربوط به شرایط انسان ارتباط دارد. اما هر سه اینها به نحوی به یک مفهوم کلی اشاره دارند و آن حالتی ذهنی است مبنی بر فقدان هوشیاری. به عبارت دیگر:
۱.(الف). اسم. حالتی که نشانه آن ناآگاهی و ناهشیاری است.۱.(ب). صفت. مشخصه کسی که در چنین حالتی است. این معانی در متون فنی کم و بیش همان است که در زبان روزمره، یعنی به آن قطب پیوستار انگیختگی اشاره دارند که نشانهاش اغما، بیهوشی، خواب عمیق یا بیهوشی عمومی است.
۲.(الف). اسم. حالتی که نشانهاش فقدان آگاهی از فرایندهای جاری درونی است.۲.(ب). صفت. به آن دسته از فرایندهای درونی اطلاق میشود که به نحوی نامحسوس و غیر هوشیارانه جریان دارند. این دو معنا اگر چه تمامی فرایندهایی را که خارج از آگاهی آدمی روی میدهد در برمیگیرند، با این حال معمولاً به فرایندهای شناختی، هیجانی یا انگیزش اشاره دارند. فرایندهای فیزیولوژیکی بیشتر بدون آگاهی تشخیص صورت میگیرند، اما به ندرت از سوی کاربران به معنای این اصطلاح به کار میرود.
۳.(الف). در روانشناسیهای ژرفنگر، به ویژه در روانکاوی، بر حوزهای از روان اطلاق میشود که کارکردهای سرکوب شده نهاد، امیال و تکانههای ابتدایی، خاطرات، تصاویر ذهنی و آرزوهایی که بسیار اضطراب انگیزتر از آن هستند که بتوان آنها را به هوشیاری راه داد.۳.(ب). صفت. مشخصه همین تصاویر ذهنی، خاطرات و امیال سرکوب شده اولیه. توجه کنیم که فرض بر آن است که ناهوشیار (در معنای ۳ الف). دارای دو نوع ماهیت روانی است. :۱-یکی چیزهایی که قبلاً در هوشیاری بودهاند، اما از هوشیاری بیرون رانده شدهاند،۲-و دیگری چیزهایی که هرگز در هوشیاری نبودهاند.[8]
«ناخودآگاه مثل کودکی است که اصل استفاده از حداقل انرژی را که در فیزیولوژی مطرح است محقق میسازد. یعنی کارهای تکراری از ضمیر ملتفت (به کسر فاء) به ضمیر غیرملتفت (به فتح فاء) منتقل میشود. لذا میبینید اول کار رانندگی سخت است ولی بعدها ضمیر ناخودآگاه عنان کارهای روتین را به عهده میگیرد و ذهن آزاد میشود برای کارهای مهمتر و هراز گاهی التفات به کار روتین و تصحیحات آن، لذا در انرژی صرفه جویی میشود. و حتی نماز عادتی، بدون توجه خاصی با مدیریت داخلی ضمیر ناخودآگاه اداره و خوانده میشود و شما در آخر متوجه میشوی که نماز تمام شدهاست. مانند سوییچ اتومات در هواپیما که خلبان یا ضمیر خودآگاه را آزاد میکند. گویند اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک تحت مدیریت این ضمیرند.
ضمیر ناخودآگاه از زمان زیگموند فروید خیلی تئوریزه و باب شد و در بسیار موارد این تئوری به سوالات خوب جواب میدهد. هیپنوز با همین ضمیر سروکار دارد. این ضمیر مثل کودکی کارگر ساده است. اگر بگویید خسته نباشید نباشیدش را درک نمیکند، خسته را تحلیل میکند. در فیلمها از همین طریق با فریمهای مخفی دستورها و اطلاعاتی را که کمابیش مؤثر است به این ضمیر مخابره میکنند. در تبلیغات روی همین ضمیر هم کار میکنند. این ضمیر در شب یا غیر آن به تحلیل مسایل روز میپردازد تا مسایل منظم و مرتب و تا حد امکانش حل شوند. لذا میبینید مسائلی که دیروز فهم و حل نمیشدند فردا و بعد از خواب بهتر فهم و حل و هضم میشوند. میتوان از این ضمیر نظرش را در خصوص مسائل مختلف جویا شد با روش وزنه و ریسمان و ... . البته این بدان معنا نیست که این ضمیر معصوم است و همواره نظرات عالی میدهد. ضمیر ناخودآگاه مثل کودکی کارگر و حرف گوش کن است که کارهای تکراری را مدیریت نموده و بار ضمیر ملتفت (به کسر فاء) را کاهش میدهد.
ناخودآگاه مخزن احساسات، افکار، تمایلات و خاطراتی است که خارج از آگاهی هشیار ما قرار دارند. بیشتر محتویات ذهن ناهشیار ما غیرقابل پذیرش و ناخوشایند هستند، مثل احساس درد، اضطراب یا تعارض. به عقیده فروید، ذهن ناهشیار بر اثر گذاریش بر روی رفتار ما ادامه میدهد، هر چند ما از این تأثیرات نهفته و ناآشکار، آگاهی نداریم.[9]
پانویس
- گنجی، مهدی. دکتر حمزه گنجی، ویراستار. زمینه روانشناسی اتکینسون و هیلگارد. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۶۰۹-۶۶-۱. بیش از یک پارامتر
|نویسنده=
و|نام خانوادگی=
دادهشده است (کمک) - هلمز، جرمی. درآمدی نو بر روان کاوی. نظریه و درمان. ترجمهٔ علیرضا طهماسب. تهران: بینش نو. ص. ۶۵. شابک ۹-۳-۹۱۲–۶۰۰-۹۷۸ مقدار
|شابک=
را بررسی کنید: invalid character (کمک). تاریخ وارد شده در|تاریخ بازبینی=
را بررسی کنید (کمک); پارامتر|تاریخ بازیابی=
نیاز به وارد کردن|پیوند=
دارد (کمک) - Wollheim, Richard (1971). Freud. London, Fontana Press, pp. 157–76
- Wollheim, Richard (1971). Freud. London, Fontana Press, pp. 157–76
- Mannoni, Octave, Freud: The Theory of the Unconscious, London: Verso 2015 [1971], pp. 137-140.
- Laplanche, Jean; Pontalis, Jean-Bertrand (2018) [1973]. "Id". The Language of Psychoanalysis. Abingdon-on-Thames: Routledge. ISBN 978-0-429-92124-7.
- https://www.verywellmind.com/the-conscious-and-unconscious-mind-2795946#:~:text=Freud%20likened%20the%20three%20levels,still%20visible%2C%20is%20the%20preconscious.
- آرتور اس. ربر(۱۹۹۵). فرهنگ توصیفی روانشناسی. ترجمه یوسف کریمی و همکاران(۱۳۹۰)، انتشارات رشد، تهران، صفحه ۹۹۵
- اتکینسون-اسمیت-بم-هکسما-اتکینسون، روانشناسی هیلگارد جلد ۲، ترجمهٔ دکتر حسن رفیعی - دکتر مرسده سمیعی - دکتر محسن ارجمند
منابع
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «VUnconscious mind». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۴ ژوئیه ۲۰۱۲.