عروس (فیلم ۱۳۶۹)
عروس فیلمی ایرانی به کارگردانی بهروز افخمی و نویسندگی بهروز افخمی و علیرضا داوودنژاد محصول سال ۱۳۶۹ است. در این فیلم نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب به ایفای نقش پرداختند.
عروس | |
---|---|
![]() | |
کارگردان | بهروز افخمی |
تهیهکننده | سید ضیاء هاشمی |
بازیگران | ابوالفضل پورعرب نیکی کریمی عباس امیری علی سجادیحسینی فرحناز منافی ظاهر رقیه چهرهآزاد اکبر معززی منصور والامقام |
موسیقی | بابک بیات |
فیلمبردار | نعمت حقیقی |
تدوینگر | محمدرضا مویینی |
مدت زمان | ۹۰ دقیقه |
کشور | ایران |
زبان | فارسی |
خلاصه داستان
حمید (ابوالفضل پورعرب) پسری است که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده و شغل و درآمدی ندارد و عاشق دختری به نام مهین (نیکی کریمی) میشود که خانواده او از وضعیت مالی خوبی برخوردارند و اختلاف طبقاتی باعث میشود که پدر عروس با ازدواج آنها مخالفت کند. حمید برای رسیدن به دختر مورد علاقهاش وارد قاچاق دارو میشود و رضایت پدر عروس را بدست میآورد. حمید و مهین برای ماه عسل به شمال سفر میکند و در بین راه با زنی تصادف میکند و حمید از ترس مجازات علیرغم مخالفت مهین فرار میکند، چون حمید برای کمک به مصدوم برنمی گردد مهین خودش برای کمک به مصدوم به بیمارستان مراجعه میکند و در طی این مدت متوجه کارهای غیرقانونی حمید میشود و قصد جدائی از حمید را دارد. حمید توضیح میدهد که کارهای غیرقانونی او به خاطر او و پدرش بوده و حالا برای رهایی از مشکلات باید به او کمک کند…
بازیگران
- ابوالفضل پورعرب
- نیکی کریمی
- عباس امیری
- علی سجادیحسینی
- فرحناز منافیظاهر
- معصومه اسکندری
نقدها
- مرتضی آوینی دربارهٔ این فیلم گفتهاست: «عروس فیلمی است استادانه و نمونهای از سینمایی مطلوب. اصل مطلب این است که افخمی سینما را همانطور که باید باشد دیدهاست نه بیشتر و نهکمتر. انتخاب پورعرب برای این نقش بسیار عالی و بازی او بینقص است، چه جایزه بگیرد و چه نگیرد. تماشاگر همه چیز را باور میکند و هیچ لکه تاریکی نمییابد تا به تعارض میان واقعیت با آنچه که در فیلم میگذرد پیببرد. موسیقی فیلم آنقدر خوب روی فیلم نشسته بود تا آخر به یاد نیاوردم که فیلم موسیقی دارد. در فیلم «عروس»، عشق بین زن و مرد نیز صورتی واقعی داشت؛ نه صورتی افسانهای آنسان که در روانشناسی اعماق طرح میشود و نه حالتی اروتیک، آن سان که در فیلم «نوبت عاشقی». همه چیز واقعی بود و در عین حال، واقعیتی عظیمتر از پس همه وقایع جلوه داشت.»[1]