خورشید (ایزد)
خورشیدایزد یا خورشیدسپنتا یا خورشید پروردگار نگاه سپنت آمیز و پرستش خورشید بدستاویزی مردمان کهن و ورجاوندی خورشید بودهاست برخ از مردمان خورشید را خدا و افرینشگر میپنداشتند.


خورشید نزد تمدنهای اولیه




در فرهنگ هندو ایرانی علاوه بر بعضی شخصیتهای مقدس- ستارگان مقدس نیز وجود دارد که گاهی تا درجه خدایی اهمیت دارند. کوههای مقدس- رودهای مقدس- چشمههای مقدس - درختان مقدس نیز وجود دارد. در اساطیر هند با سه خورشید خدایی روبهرو هستیم، ولی در ایران فقط یک ایزد خورشید وجود داشته. در اساطیر هند خورشید منزلت و مقام بالاتری دارد تا ایران. در اساطیر هند خورشید خود زادهٔ خدایان است و زنان و فرزندان بسیاری هم دارد، امّا در اساطیر ایران خورشید را اهورامزدا میآفریند و زن و فرزند هم ندارد. در اساطیر هند شکل و هیأت خورشید توصیف میشود، ولی اساطیر ایرانی فقط از اندازه و سرعت آن سخن میگویند. در اساطیر هندی خدای خورشید در آخر زمان میتواند خاصیّت نابودگرایی داشته باشد؛ ولی اساطیر ایرانی برای او چنین نقشی قایل نیست. در اساطیر ایرانی (اوستا)، از خورشید به چشم اهورامزدا تعبیر شده. در اساطیر هندی نیز سوریا (ایزد) (خداخورشید) چشم خدایان تلقّی شدهاست. در اساطیر ایرانی پاککنندگی و از بین بردن پلیدی از صفات خورشید است. در اساطیر هندی نیز خالصکنندگی و نابودگری اهریمنان از صفات اوست. در اساطیر هندی نیز خورشید سوار بر گردونهای است که هفت اسب او را میکشد یا سوریا به هیأت اسب بر همسر خود ظاهر میگردد و فرزندان حاصل از این آمیزش سر اسب دارند. چه در اساطیر هند و چه در اساطیر ایران، کسوف و خسوف نشانهٔ اهریمن و کار دیوان و اهریمنان شمرده شدهاست. در چند آیه قران به خورشید پرستان اشاره شده و گفته شده که حضرت ابراهیم (در ظاهر) ابتدا خورشید را میپرستید اما چون آن را افولکننده دید از ستایش آن دوری کرد.
ایزد خورشید در ایران
با توجّه به نقشی که خورشید در زندگی بشر، چه اقوام متمدّن و چه بدوی، از روزگاران کهن دارا بوده، این عنصر مفید مورد ستایش و بزرگداشت همهٔ این اقوام بودهاست. خورشید در اندیشهٔ اساطیری ایرانیان باستان به خصوص، جایگاه ویژهای داشتهاست. چنانچه از آغاز به صورت ایزدی نیرومند مورد ستایش قرار گرفت و پس از زرتشت نیز خود آفریدهای شد در میان هزاران آفریده و مخلوق خداوند.
اشتقاق هور و خورشید
خورشید در اوستا"هورخشئته"و در زبان پهلوی xarsed گفته میشود. در بخشهایی از اوستا، بدون صفت خشئت، آمدهاست. این واژه در اوستا از دو بخش تشکیل شدهاست، یکی هور به معنی آفتاب و دیگری"خشئت"که صفت و به معنی فروزنده و درخشندهاست که بعدها جزء این کلمه گردیدهاست. در پهلوی sed و در فارسی نوین"شید"شدهاست. در ادبیات فارسی، به واژهٔ "خور"هم برمیخوریم که این واژه با واژههای خور و هور یکی هستند و مانند بسیاری از کلمات دیگر "h" به "x" تبدیل یافتهاست:
- ..... ایوان پر از ماه و هور
(فردوسی) بدو گفت زانسان که تابندهشید برآید یکی پرده بینم سپید (فردوسی) در زبان سانسکریت بنا به قاعدهای که واج "h" اوستایی "s" است، پس svar به جای هور میباشد و "sol" لاتینی نیز از همین اصل است.
خورشید در فروردینیشت
در این یشت نیز خورشید بارها ستایش شدهاست. در بند ۱۸ اهورامزدا فروغ سفید و درخشان خوانده شدهاست و او را زیباترین پیکر میداند. تقدّس خورشید آنچنان است که همراه با اهورامزدا ستوده شدهاست و صفت تیزاسب نیز برای خورشید آورده شدهاست. براساس بند ۲۹، علو مقام خورشید نمایان میشود که او را همراه با امشاسپندان میستایند.
خورشید در رشنیشت
این یشت دارای ۸۳ بند میباشد که در بند ۵۲ آن خورشید به همراه ماه و ستارگان به عنوان نمادی از آفرینش آمده است۴۱. و در این بند و نیز بند ۴۳ ما به جایگاه خورشید که در بالای قلهٔ کوه هراست، پی میبریم. در این بند، حضور خورشید به جلوهٔ ایزدی با یکی از صفاتش است.
خورشید در آبانیشت
در این یشت درمییابیم که آب و روشنایی از یک منبع و سرچشمه هستند. اهورامزدا در کرهٔ خورشید مقام ناهید را برقرار نموده و از آنجاست که بر اثر استغاثهٔ پارسایان و پرهیزکاران از فلک ستارگان یا از بلندترین قلهٔ کوه هرا به سوی نشیب میشتابد. اردیسور ناهید یک رود مینوی و آسمانی است که راه جریانش از بالای کرهٔ خورشید است نه در روی زمین و از این جهت، مثل سایر آبهای مینوی دچار جانوران آبی اهریمن نیست. بنابر بند ۱۹۶۱این یشت، ستایش و نیایش ناهید نیز فقط باید در هنگام حضور خورشید و در روشنایی باشد که این خود نشاندهندهٔ ارتباط معنوی بین آب و روشنایی میباشد. به عبارت دیگر، تا هنگامی که نور آفتاب هست، این نیایش ارزش دارد و ستایشی که بعد از طلوع آفتاب انجام گیرد، شایستهٔ ستایش دیوهاست.
خورشید در هفتهات
در این یشت کالبد اهورامزدا به سان خورشید نمودار شدهاست و خورشید زیباترین پیکر را در میان آفریدگان دارد:
بند ۶:ای مزدااهورا در میان ترکیبها، زیباترین ترکیب فروغ این جهان را و در عالم زبرین (ترکیبی را که) در میان بلندترین فروغ که خورشید نامیده میشود و از آن تو میشمریم. نیگههاام...
خورشید در یسنا
در یسنا نیز خورشید به صورتهای مختلفی تجلّی پیدا میکند. گاه به صورت یکی از پدیدههای آفرینش است که همراه با ماه و ستارگان میآید، یا یکی از ایزدان است که در این حالت، از برای فروغش به چشم اهورامزدا تعبیر میشود. در یسنا-ها ابند ۱۱ خورشید تیزاسب، دیدهٔ اهورامزداست که در ردیف اهورا و مهر مورد ستایش قرار گرفتهاست که در روز هرمزد، ماه فروردین این ستایش به جای آورده میشود، و در یسنا،ها ۴ بند ۶۱ نیز برای خشنودی وی در همان روز و ماه نذر میکنند.۸۱در یسنا ۲ بند ۶۱،۳ بند ۸۱،۴ بند ۱۲، ۶ بند ۵۱ و ۷ بند ۸۱، در همهٔ آنها، خورشید همراه با ماه و ستارگان و زمین و آسمان و آب و باد و گیاه ستوده شدهاست. در یسنا،ها ۶۱ بند ۴، علو مقام و تقدّس خورشید تا بدانجا که همسنگ اهورامزدا، آذر پسر-اهورامزدا و گوشورون نیایش میشود.
خورشید همراه با صفات و ویژگیهایش در بند ۴ از یسنا،ها ۵۲ ستوده میشود که علاوه بر اهورامزدا و مهر، برای اوّلین بار در یسنا و همراه با امشاسپندان آمده و در ردیف آنان قرار میگیرد.۱۲
براساس یسنا،ها ۶۳، بند ۶ که جزء هفتهات میباشد، روشنی و زیبایی کالبد و پیکر اهورامزدا به مانند خورشید است.۲۲در سراسر یسنا برای اولین بار در هات ۸۶ بند ۲۲ است که به سوی خورشید نماز میگزارند، در اینجا نیز از او به عنوان دیدهٔ اهورامزدا یاد شدهاست.۳۲در یسنا، هات ۱۷ بند ۹ نیز خورشید دوباهر یکی از آفریدگان است و همراه با دیگر مخلوقات ستایش میشود.۴۲
در آخرین یسنا که هات ۲۷ است در بند ۷ آن برای خورشید، وای، ما را اسپند، آذر پسر اهورامزدا و... نیرو، زور، نیایش و بهترینها را خواهانند. او را میستایند و متقابلاً از او اجابت آرزوهایشان را خواستارند.
خورشید در گاهان
از خورشید در گاهان فقط به صورت یک آفریده یاد شدهاست. همین آفریده آنچنان درای اهمیّت است که اگر کسی از او به زشتی یاد کند، به مانند این است که اشونی (پیرو راستی) را میکشد یا اینکه کشتزارها را ویران میکند. زیرا خورشید سرچشمهٔ فروغ و گرما بوده و او را به دیدهٔ احترام مینگریستند. بند ۰۱ اهونودگاه گویای این مطلب است.
در بند ۳ اشتودگات نیز از اهورامزدا میپرسند که چهکسی راه گردش را به خورشید و ستارگان دادهاست. در اینجا نیز ملاحظه میکنید که نماد آفرینش همراه با خورشید، ماه و ستارگان آمدهاست.۷۲در سهگات دیگر نامی از خورشید برده نشدهاست.
خورشید در خردهاوستا
خردهاوستا گزیدهای است از سراسر نامهٔ مینوی که بهدینان آن را در نمازها، نیایشها و جشنهای روزانهٔ ماهیانه و سالیانه به کار میگیرند. در جزو ادعیهٔ خردهاوستا پنج نماز و آخرین راجع به خورشید، مهر، ماه، آب و آتش وجود دارد. نماز و نیایش که در رابطه با خورشید است، خورشید نیایش نام دارد و یکی از نیایشهای پنجگانهاست.۸۲خورشید نیایش هرروز سه بار درها و نگاه و در رپیتو نگاه در وراوزیرینگاه،۹۲یعنی در صبح، ظهر و عصر خوانده میشود. این دعای اوستایی دارای ۹۱ بند است. به جز بندهای اوّلیّه، سایر بندهای اصلی آن با بندهای ۱ تا ۷ خورشید یشت مطابقت دارد. در آغاز ستایشگر نام اهورامزدا را همراه با صفاتش ذکر کرده و میستاید و از او خورشید یاری میطلبد و از گناهان خود اظهار پشیمانی میکند.۰۳در بندهای ۱ و ۲ برای خورشید همراه با اهورامزدا، امشاسپندان، فروهرهای اشنونان و وای، نماز اشم و هو میگزارند و بر او درود میفرستد و خشنودی اهورامزدا و شکست اهریمن را خواهانند.
در بند ۵ از این نیایش، به خورشید درود و نماز میفرستند که در اینجا نیز از برای فروغش چشم اهورامزدا تعبیر شدهاست. او را سه بار در هاونگاه، رپتیونگاه و ازیرینگاه میستایند. در هاونگاه، به کمک او همیاری بهمن، شهریور و اشه بهروزی ابدی تن را خواهانند. در رپتیونگاه زیباترین پیکر را در میان پیکرها از آن خورشید میدانند و در ازیرینگاه خواستارند که به سوی خرد مینوی رهنمون شوند.۲۳در بند ۶ ازیرینگاه، مزداپرستان به آفریدگار درود میفرستند و خشنودی او را خواهانند. پیروزی خورشید و افزایش فرّه و بزرگی او و گسترش دین نیک مزدیسنان را در هفت کشور و سراسر جهان آرزومندند.۳۳بهطور کلی، در خورشید نیایش بیش از هرچیز دیگری علو مقام خورشید روشن است. وی بزرگترین ایزد سودمند و یاور مردم شناخته شدهاست که او را سه بار در روز یا در سه هنگام میستودند. هرکس خورشید را میستود، ضد تمامی دیوها و پلیدیها مقاوم میشد. خورشید را پاکیزهکننده و مطهرکنندهٔ تمام آفرینش میدانستند و ازاینرو بود که افزایش فرّ و فروغ او را خواستار بودند.
در دو سیروزهٔ کوچک و بزرگ که بخشی از خردهاوستاست، تنها در بند یازدهم آن نامی از ایزد خورشید برده شدهاست. به این دلیل در تقویم فردایی روز یازدهم هر ماه، خورروز خوانده شدهاست. در بند ۱۱، سیروزهٔ کوچک و ۱۱ سیروزهٔ بزرگ، خورشید با صفات بیمرگ (جاودانی) شکوهندهٔ تیز اسب، ستوده شدهاست.۵۳
خورشید در وندیداد
در فرگرد دوم، در داستانجم، خورشید دارای نقش ارزندهای است. به عنوان نمونه، آنجا که زرتشت از هورامزدا میپرسد: چه فروغی است که از کاخ جمشید میتابد، به پاسخ میگوید آنها فروغهای جاودانستارگان و ماه و خورشید است که سالی یک بار در آنجا طلوع مینماید و سپس، غروب میکند.۶۳
در دیانت زرتشتی، خورشید در شمار مطهرات و پاککنندههاست. در اکثر این فرگردها که در رابطه با احکام است، خورشید به عنوان پدیدهای از آفرینش، کارش پاکیزه کردن و از بین بردن آلودگیها و نجاسات است. در فرگردهای پنجم و ششم این نکته به خوبی نمایان است. در این فرگردها چگونگی عمل "خورشید نگرشنی"را نشان میدهد. این عمل را در بارگاه مردگان به جای میآورند. مرده را از"کته"۷۳بیرون میبردند، در فصل مناسب برای دخمه حمل میکردند، در بلندی کوه و تپه قرار میدادند، به گونهای که چشمها به سوی خورشید قرار میگرفت و این نوعی وسیلهٔ آمرزش بود. اگر مزداپرستان مردگان را خورشید نگرشنی نمیکردند، مانند آن بود که مرد پارسایی را کشتهاند.۸۳
بندهای ۵۴ و ۶۴ از فرگرد هفتم دربارهٔ مدّت تابش خورشید و چگونگی پاک شدن زمینی است که کالبد مرده بر آن قرار گرفتهاست.۹۳
بند ۱۵ همین فرگرد (ف ۷)اهمیّت ویران کردن قبرها و دخمهها را در این دین نشان میدهد، به طوری که اگر کسی این کار را انجام دهد، یکسره به
بهشت میرود و در آنجا اهورامزدا همراه با خورشید، ماه و ستارگان به او درود میفرستند و خوشامد میگویند.۰۴
در بند ۱۴ فرگرد نهم آمدهاست که خورشید و ماه و ستارگان برخلاف میلشان به ناپاکان میتابند که در اینجا مقصود از ناپاکان کسانی هستند که مرده را لمس میکنند.۱۴
فرگرد یازدهم وندیداد شامل نیایشهایی است که برای دور راندن"نسو"۲۴ خوانده میشود، و اشاره به چیزهای خاصی دارد که باید پاک گردد، مانند خانه، آب، آتش، ماه، خورشید و غیره که نیایشهای عامی است به زبان معمولی اوستایی که هنگام پاک کردن همهٔ چیزها به گونهای یکسان خوانده میشود.۳۴
در فرگرد بیست و یکم، از دیرباز ایرانیان بر این باور بودند که آب و روشنایی از یک چشمهاند و به همانجا بازمیگردند. هرروز خورشید و ماه و ستارگان از البرز برمیآیند و هرروز، همهٔ آبهای روی زمین از فرازهای البرز به زمین فرو میریزند. از آنجایی که روشنایی را از سرچشمهٔ خورشید و ماه و ستارگان میدانستند، آبها را سه بار میستایند، یک بار با خورشید، بار دیگر با ماه و سرانجام، با ستارگان.۴۴
بند ۵:بهدرآی، طلوع کن، ای خورشید تیزاسب و از فراز کوه البرز، روشن کن آفریدگان و آفرینش را.۵۴در بند ۷۱ از خورشید، ماه و ستارگان خواسته شده که طلوع کنند تا دیوان را برانند.۶۴
خورشید در ویسپرد
خورشید در ویسپرد در کردهٔ ۹۱ آن ستوده شدهاست که تفاوت چندانی با سایر قسمتهای اوستا ندارد. در این کرده او را همپایهٔ امشاسپندان، برزن درخشان، سپندارمذ، فر، آذر و اشا میستایند.
هور در بندهشن
بندهشنبه معنی آغاز آفرینش، نام کتابی است به زبان پهلوی که دربارهٔ آفرینش، کیفیت و هدف آن بحث میکند.
"حرکت خورشید چون بزرگتر تیر سهپرهاست، اگر آن بزرگترمرد از آن بزرگترکمان بیفکند خورشید را از آنگاه که اختری را بهلد تا آنکه دیگری را بباید، میانگین درنگ به اندازهی[زمانی است که]مردی سنگی بستاند و بیفکند۰۵
در روایات پهلوی۱۵آمدهاست:
"گردهٔ خورشید به اندازهٔ ایرانویج و یکهفتم خونیرث است"۲۵
خورشید به عنوان نماد آفرینش را هرمزد همراه ماه و ستارگان در میان آسمان و زمین میآفریند و سالاری اختران را بدو میبخشد.
به عنوان ایزد، خورشید واجد صفات بیمرگ، باشکوه و تنداسب میشود. دلیل بیمرگی او رفتن و آمدنش تا فرارسیدن تن پسین است. شکوهش به خاطر داشتن سلاحهای فراوان است که با آنها پلیدی و بدیها را نابود، و زمین و همهٔ آفرینش را پاک میکند. به خاطر صفت تنداسب است که مانند اسبی تیزتک در پهنهٔ آسمان از شرق به غرب میتازد.
"هور خورشید بیمرگ، باشکوه ارونداسب. او را بیمرگی اینکه تن پسین و آمدن و رفتن خودشید بود. او را ارونداسبی اینکه او را اسب نیکویی است، زیرا به فرّه در واسپ باره دارد. او را شکوهمندی اینکه وی را سلاح بسیار است.۳۵
در متون پهلوی با ایزد دیگری روبرو میشویم به نام اوشبام (us-bam). این ایزد در اوستا به صورت usah- و bama- آمدهاست که دو ایزد جداگانه هستند. usah- به معنی پگاه، خود ایزدی است نماد پرتوی از خورشید. پیش از فراز آمدن خورشید به آسمان، ایزد دیگری به نام bamya- به آسمان آمده، گردونهٔ خورشید را رهبری میکند. اوش و بام در نوشتههای پهلوی به صورت ایزد واحدی به همین نام درآمدهاند.
"اوشبام آن[هنگام]است که تیغ خورشید برآید، هنگامی که روشن خورشید پیدا و تنش ناپیدا است،[تا]هنگامی که خورشید پیدا شود که باماوش است".۴۵
در متون پهلوی بین انسان و خورشید نوعی ارتباط برقرار است. کیومرث، نخستین انسانی است که هرمزد میآفریند. او تجسّم آفرینش مردم است که آفریدنش هفتاد روز به درازا انجامید. او روشن مانند خورشید است که این روشنی نشاندهندهٔ سرشت خورشیدی انسان است.
"ششم کیومرث را آفرید، روشن چون خورشید. او را به اندازهٔ چهار نامی بلندی بود. پهنا[ش]چون بالا[ش]راست، به بالای رود دائیتی که[در]میانهٔ جهان ایستد".
در روایات پهلوی نیز آمدهاست که روشنی خورشید افزون بر آنکه از مینوی خورشید است، از تن و شکل مردمان نیز هست.
هنینگ براساس متون پهلوی باور دارد که ایرانیان در اصل چهار آسمان را بازمیشناختهاند:۱-سپهر اختران ۲-ماه پایه ۳-خورشید پایه ۴-بهشت. ... از ستاره پایه تا ماه پایه بیش از سی و چهار هزار فرسنگ است، از ماه پایه تا خورشید پایه سی و چهار هزار فرسنگ، از خورشید پایه تا به آسمان سی و چهار هزار فرسنگ، از ستاره پایه تا به اینجا[-زمین]سی و چهار هزار فرسنگ و از اینجا تا به آسمان زیش[زمین]یازده هزار فرسنگ است".
"از ستاره پایه تا خورشید پایه آن برترین زندگی[-بهشت]است که به خورشید پایهاست."۷۵در مینوی خرد، یکی از اندرزنامههای پهلوی نیز با همین طبقات روبرو میشویم:
"... مینوی خرد پاسخ داد که بهشت نخست از ستاره پایه تا ماه پایه و دوم از ماه پایه تا خورشید پایه و سوم از خورشید پایه تا گرزمان آنجا که آفریدگار هرمزد برنشیند و بهشت نخست اندیشهٔ نیک و دوم گفتار نیک و سوم کردار نیک است."۸۵
در ارداویرافنامه، یکی دیگر از کتابهای پهلوی، ارداویراف سهطبقهٔ ستاره پایه، ماه پایه و خورشید پایه را به طور نمادین به ترتیب به اندیشه، گفتار و کردار نیک منتسب میکند.
نامها و نمادهای خورشید

The Ādityas are one of the principal deities of the وداها classical Hinduism belonging to Solar class. In the وداها, numerous hymns are dedicated to مهر, وارونا, Savitr etc.

«مشهورترین نامهای خورشید عبارتنداز: سوریا یعنی درخشنده و از ریشه Surya که آن هم از ریشه Sur یا Swar به معنی درخشش و تابش اخذ شده است و نام دیگر خورشید آدی تیا یعنی گستره ازلی و نیز به مفهوم منبع و منشاء نیز آمده است». جرخ دارما- صلیب - علامت + صلیب شکسته و گل نیلوفر و گل آفتاب گردان آیکون و نمادهای خورشید بودهاست. گردش نظام کائنات از دیرباز در نمادهای باستانی خاورمیانه رواج داشتهاست. یکی از نمادهای غیر شمایلی در هند چرخ دارما است که بهطور انتزاعی به معبود اشاره دارد. چرخ یا گردونه یا دیسک خورشیدی مظهری از خداوند است. «مادامی که چرخ کائنات بر محور اصلیاش که همان قانونمندی ازلی هستی است استوار باشد خللی در نظام هستی رخ نمیدهد» این صفحه مشعشع در هنگام مقابله با نیروهای تاریکی و ضد یزدانی به سلاحی مهلک تبدیل میشود و در این حالت چون تیغه برنده شمشیری جاودانی که همان لبه تیز عقل مطلق است میدرخشد و سر از تن نیروهای جهل جدا میکند. «در برخی موارد این آلت به چرخی با شش شعاع تبدیل میشود. این چرخ از گردش گردونه حیات، سپری شدن زمان، طی شدن روز، ماه و سال و ظهور و افول ادوار هستی حکایت میکند.» شش شعاع این چرخ اشاره به شش جهت (چپ، راست، پیش، پس، بالا و پایین) دارد که همگی حول یک نقطه و محور که همان نقطه اتکاء هستی است در گردش میباشند. اگر مرکز چرخ جابجا شود و محور آن از جای خود حرکت کند نظام کائنات فرو میریزد. به اعتقاد بودائیان چرخ از پنج اصل ترکیب شدهاست که همان پنج عنصر (خاک، زمین، آب، آتش و باد) تلقی میشوند.»
چلیپا یا گردونه مهر
نماد دیگر خورشید پرستی و میترائیسم در اعتقاد آریائیان همان چلیپا یا گردونه مهر است، که به اعتقاد پیشینیان دربردارنده نیروهای آسمانی بوده و کاربردی وسیع دارد. این نشانه در هر منطقهای مفهومی خاصی داشته است در ایران و هند و نزد قوم آریایی مظهر و نشانه خورشید بوده است. آنان معتقد هستند که هر شاخه از این علامت جایگاه یکی از عناصر چهارگانه است. بدین ترتیب چهار عنصر با هم و با چرخش خود نظام طبیعت و ذات آفرینش را حفظ میکنند. این نشانه در ایران به شاهین و فروهر نیز بسیار نزدیک است. مرکز این نشان، نماد مرکزیت و وحدت الهی است و این هما گردونهای است که مهر بر آن مینشیند و چهار اسب سفید نامیرای مینوی آنرا میکشند.
نمادهایی که نشان خوشید بودهاند
«حلقه در آئین میترائیسم حلقه خود نمای از چرخ است. مقدس و نشانه پیمان ناگسستنی و اتحاد و وابستگی است. از سوی دیگر حلقه که نشان ویژه میترا بوده بیگمان از هاله نور خورشید گرفته شده است. دایرهای از نور که ایزد مهر را محاط میساخت. زیرا وی ایزد نور و روشنایی بود.» ـزیگزاک: زیگزاکهای پیاپی نمادی برای اشعههای خورشید هستند. ـ گل لوتوس: این گل را اصلاحاً گل خورشید نیز میگویند. این گل متعلق به مهر و سمبل آفتاب و نیروی آنکه نگهدارنده زمین است. گل سویا - گل سویا نیز از مظاهر خورشید است. سرو: درخت سرو یا کاج ویژه خورشید است. درختی همیشه سبز و با طراوت. نشانه بهار و در عین حال مظهر و جنبه مطرح و مثبت زندگی است.»
- چلیپا نیز از نمادهای خورشید بوده است. صلیب شکسته در فلات ایران و هند از دورههای بسیار کهن به عنوان نماد رایج بوده است که آنرا به گردونه خورشید و نماد خورشید مرتبط می دانند.
چند نمونه از آثار بجای مانده از نقش خدای خورشید
«یک نمونه از این نقشها، پیک رغولدیس بودا است در بامیان. در زیر یکی از طاقهای این دیوار تزئینات وسیعی بکار رفته که موضوع آن مستقیماً ارتباط دارد با خدای خورشید. در این نقش خدای خورشید بر گردونهای است که چهار اسب بالدار آنرا میکشند و اسبان دو به دو در طرفین بحالت نیمرخ قرارگرفتهاند. هاله بزرگی دور خدا را فرا گرفته و شعاعهای کوتاهی دارد که این یادآور هالههای شعاع دار ایرانی است. هم چنین شمشیر دراز و نیزهای که خدا در دست دارد و شنل بزرگ او که در قسمت سینه بسته میشود و نیز چهره اطرافیان او که همگی ریشدار و حالت جدی دارند همه جزئیاتی از هنر ساسانی را نشان میدهند.» «نمونه دیگر نقش برجستهای از ماتورا است که خدای سوریا را سوار بر گردونه خود نشان میدهد هم چنین تندیس مرمر سفید سوریا در عبادتگاه برهمنی خیرخانه در منطقه کابل که مربوط است به قرون پنجم و ششم میلادی نمونه دیگری از این نقشها میباشد. در این نمونه اخیر نیز باز تاثیر هنر ایرانی بهوضوح میتوان مشاهده نمود، از آن جمله لباس و جامه خدا و دستیاران او، و حتی حالت کسی که به خدای خورشید تاجی را اهداء میکند از سنت ایرانی مایه گرفته است.» در ایران نیز نماد خورشید در نقش برجستهها به صورت گردونه مهر یا خورشید (چلیپا) دایره، چرخ یا گل لوتوس و هم چنین نقوش حیوانی و گیاهی چندی نیز هستند که به عنوان نماد خورشید شناخته میشوند از آن جمله شیر، بزکوهی، عقاب یا شاهین، گاو … و نیز سرو و کاج میباشند. «اگر چه در ایران یک نمونه نقش برجسته نیز وجود دارد که نشانگر موجود مافوق طبیعی با گرزی در دست و هالهای دور سرش، روی گل نیلوفر ستاره مانندی که نماد کهن آفتاب پرستی است ایستاده و این همانا مهر خدای خورشید است که در نقش برجستههای طاق بستان به چشم میخورد. این نقش برجسته مربوط است به سلطنت اردشیر دوم و از آنجایی که اردشیر دوم جانشین عادی و طبیعی شاپور دوم نبود، به همین دلیل مهر که به معنی عهد و پیمان بود، در پیکر نگاره او حضور دارد تا بدین گونه بازگوکننده پیمان اردشیر دوم و شاپور دوم باشد تا در زمان مناسب تاج و تخت به شاپور سوم منتقل شود.» از دیگر نمادهایی که در سالهای اخیر به خورشید منسوب شدهاست شکل صلیب یا چلیپای نقش رستم است که به آن نام صلیب ایرانی دادهاند.
تقدس خورشید در میان اقوام مختلف
تقدس خورشید در اقوام متعددی بوده و در برخی از فرهنگها نشانههای این اعتقاد باقیمانده است. در بین النهرین «شمس یاشاماش» ایزد خورشید را میپرستیدند، این ایزد در دستش شیئی را نگاه میداشت که به تیغه اره همانند بود و سوار بر گردونهاش به سوی باختر میراند. در مصر خورشید، عنوان بزرگترین خدا را داشت و بنام رع (Re) مشهور بود. «قوم سلت EOL یعنی ستاره خورشید را پرستش میکردند و خدای خورشید فنیقیان همانند نام ستاره خورشید در لغت قوم سلت EL میباشد. قوم اینکا دارای معبد خورشید بوده که دیوارهایش پوشیده از ورقههای طلا بوده و الان در سرزمین پرو واقع است. همچنین هرم خورشیدی بسیار با شکوهی از تمدن قوم از تک در مکزیک باقیمانده است.» توجه به خورشید در نزد ایرانیان باستان امری معمول بود و تقدس خورشید به صورت آشکارا ظاهراً تا زمان روی کار آمدن ساسانیان ادامه داشت. این تقدیس به صورت وسیعی در ادبیات فارسی هم منعکس شدهاست. احترام به خورشید در قرآن مجید هم دیده میشود و حتی اسم یکی از سورههای مبارکه قرآن به این نام است.
خورشید و مهر
«از زمانی که بشر به زندگی کشاورزی روی آورد و دریافت که نورو حرارت خورشید سبب باروری زمین و پرورش گیاهان و موجب گرم کردن و نیرو بخشیدن به انسان میشود. خورشید به جای ماه ستایش شد. خورشید باگرما و نور خود در روز باعث نابودی دیوها و پلیدیها میشد خورشید مظهر گرما، نور، خشکی و تابستان بود. ازگلها و گیاهان، نیلوفر آبی (لوتوس) و گل آفتابگردان، از درختان نخل و سرو و کاج نمادهای خورشید هستند. از عناصر، آتش و از رنگها سرخ و زرد و از فلزات طلا منسوب به خورشید هستند. شکل هندسی مربوط به خورشید دایره است.» «سنت پرستش مهر به دورانهای بسیار کهن برمیگردد. در هند دوران و دایی نام او بصورت «میتره» با مفهوم پیمان و دوستی ظاهر میشود و یکی از خدایان گروه فرمانروا است و با «ورونه» جفت جاویدانی را تشکیل میدهند که از سوی مردم به یاری خوانده میشوند در سنت هندی نیز میترا گردونهای درخشان و اقامتگاهی زرین دارد. میترا در سنت دینی زرتشتی در مقامی پایین تراز اهورامزدا قرار میگیرد و آفریده او محسوب میشود تا از آفرینش او پاسداری کند. او خدای پیمان است و وظیفه مهم او نظارت بر همة پیمانهاست. او ایزد فروغ و روشنایی و از بزرگترین ایزدان آیین زرتشتی محسوب میشود.» «میتره ـ ورونه زوج خدایی جوان هستند که چشمان آنها خورشید میباشد. منزلگاهشان زرین و در آسمان است. آنان شهریاران و فرمانروایان مطلق کیهان اند. این زوج خدا پدید آورنده آذرخش و باراناند. البته باید گفت که مهرو خورشید متفاوت است، مهر یا میترا پیش از خورشید ظاهر میشود و همراهی او با خورشید باعث شده است که بعدها مهر معنی خورشید پیدا کند.»
ایزد خورشید در وداها



صلیب شکسته- گردونهٔ خورشید[1] یا سواستیکا (به سانسکریت: स्वस्तिक) یک چلیپا از نشانههای خورشید است.
در هندوستان خدای خورشید بانام سوریا شناخته میشود و یکی از مهمترین خدایان و دایی محسوب میشود. این خدا از یکسو تجلی عظمت آتش الهی AGNI است و از دیگر سوی منبع و منشاء نور، گرما. حیات و معرفت است. اشراف سوریا به جهان با برجهای دوازده گانه خورشید در طول سال نسبت دارد. سوریا مرکز عالم خلقت است که درمرز سپهرهای متفاوت قرار گرفتهاست. برفراز خورشید، افلاک غیر متجلی و غیر ظاهر قرار دارند که حوزة حکمرانی حاکم اعظم کائنات است و تحت آن کرات و سپهرهای ظاهر (چون ماه و زمینو دیگر سیارات) واقع شدهاند. خورشید که منشاء نور، قدرت روحانی و قوای فکری و نیروهای طبیعی بوده نزدیکترین پدیده به ذات جاودانی الهی شمرده میشد.»
خدایان خورشیدی و آفتابی
- سوریا (ایزد)
- سول اینویکتوس
- خورشید یشت
- پیلتزین تکوتلی
- مهرپرستی
- آماتراسو
- رامسس
- رع
- مهاجرت هندوآریاییها
- شمش (ایزد)
- فوبوس (خدای خورشید)
- آتوم
- آتون
- آمون
- آنوکت
- آپولو (اساطیر یونان)
- آگنی
منابع
- خدای خورشیدlord Sun
- [Jansen, Eva Rudy. The Book of Hindu Imagery: Gods, Manifestations and Their Meaning, p. 65.]
- مجلّهٔ مطالعات ایرانی -مرکز تحقیقات فرهنگ و زبانهای ایرانی-دانشگاه شهید باهنر کرمان-سال دوّم، شمارهٔ چهارم، پاییز۱۳۸۲ -خورشید در اوستا، در متون دورهٔ میانه و در هند. دکتر گلناز قلعهخانی استادیار دانشگاه شیراز.
- پورداوود، ابراهیم، یسنا، به کوشش دکتر بهرام فرهباشی، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران،۶۵۳۱، ص ۱۲۱.
- خدایان عهد ودایی دکتر امیر حسین ذکر گو ۱۳۷۲
- -پورداوود، ابراهیم، یشتها، به کوشش دکتر بهرام فرهوشی، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، جلد ۱، تهران، ص ۱۱۳.
- سیاحت نامهٔ فیثاغورث در ایران. ترجمهٔ یوسف اعتصامی. تهران۱۳۶۳. چ۲. دنیای کتاب. ص۱۱۴-۱۱۵.
- An ancient hymn to Surya – from the ریگودا
- Weekly podcast on Vedic Chanting and Vedic Mythology with stories from the Puranas
- Surya Upanishad (Wikisource)
- گیاهان و درختان مقدس در فرهنگ ایرانی
- . مهرداد بهار،. ص۹۴-۹۵.
- قنات میراث علمی و فرهنگی ایرانیان، همایش ملی قنات. گناباد، ۱۳۸۳ دکتر عجم.
اسرار اساطیر هند جلد یکم خدایان عهد ودایی دکتر امیر حسین ذکرگو ۱۳۷۳ صفحه ۴۹-۵۴
- آفتاب پرستی، یا آیین پرستش خورشید،
- "سوریا". ویکیپدیای انگلیسی. Retrieved 2 November 2008.