ارگنهکن
ارگنهکن (اِرگِنِهکُن) (به مغولی: Эргүнэ хун) یک اسطوره آفرینش ترکی مغولی است.[1][2]

ریشه واژه
.PNG.webp)
ارگنهکن یک داستان ترکی یا مغولی است ولی تاریخدانان بر سر اصل و ریشهٔ ترکی یا مغولی بودن واژهٔ ارگنهکن اختلاف نظر دارند. بنا به اعلام دانشکده زبانشناسی زوریکتوف روسیه که در زمینهٔ مردم مغولتبار پژوهش کردهاست این یک واژه مرکب و ساخته شده از دو واژه است که نخستین واژه رود آرگون نام یک رود در خاستگاه مغولان است و دیگری واژهٔ «کُن» است که کل این واژه در مجموع در زبان مغولی باستان به معنی «سرزمین کوهستانی با شیب تند» میباشد. به عقیده پژوهشهای این دانشکده، امکان ندارد که ریشهٔ این واژه از زبان ترکی باستان باشد بلکه اصل این داستان مغولی بوده و این اسطوره توسط مردم ترک وام گرفته شدهاست.[3]
فیلسوف قزاق «نعمت کلیمیبوف» با نظر دانشکده روسی مخالف است. طبق پژوهشهای او، این واژه یک تکواژ چندوجهی است و به زبان ترکی باستان تعلق دارد. بنا به گفتهٔ این استاد قزاق، واژهٔ «ارگنه» به معنای گذرگاه کوهستانی و واژه «کُن» به معنای کمپ یا سکونتگاه است که در مجموع اینگونه معنی میگردد که واژه ارگنهکن به معنای «سکونتگاه کوهستانی» یا «کمپ کوهستانی» است.[3]
گونهها
نسخه مغولی
در نسخهٔ مغولی این اسطوره، ارگنهکُن یک مکان کوهستانی است که اجداد مغولان یعنی دو سرکرده «نوکوز» و «کیان» که به ترتیب پسرعمو و پسر خان دوم مغول بودند پس از شکست خوردن در جنگ در برابر سپاه چین، به همراه قوم خود به سمت غرب فرار کرده و به ارگنهکن مهاجرت کردند. در آن مکان به مدت ۴۰۰ سال زاد و ولد کردند. در این چهارصدسال شمار آنها بسیار زیاد میشود و قبیلهای که از نسل کیان بود با نام کایاد و قبیلهٔ نسل نوکوز با نام نوکوزلِر به معنی «نوکوزها» شناخته میشدند. پس از گذشت ۴۰۰ سال قبایل مغول تصمیم میگیرند به سرزمین مادری خود بازگردند ولی نمیتوانند ردپای آهوها را پیدا کنند و در همان کوههای آسیای مرکزی ماندگار میشوند. چندی بعد یکی از آهنگران حین کار کردن صخرهای را میشکافد که پشت آن سرزمین بزرگی مشاهده میشود که شترها با بارهایشان درحال عبور هستند. بخشی از این روایت بصورت ناقص در کتاب جامعالتواریخ اثر رشیدالدین فضلالله همدانی ذکر شدهاست و یک افسانهٔ حماسی مشهور در میان مردمان مغول میباشد.[1][4][5][6] در داستان مغولی، این قبایل ۷۰ گاو و اسب را سر بریدند تا غذا را برای قبیله فراهم کنند، سپس درختان بسیاری را قطع کردند تا هیزم لازم برای آهنگران را فراهم کنند.
ابوالغازی بهادرخان شاه خانات خیوه در سالهای (۱۶۴۳ تا ۱۶۶۳)، در اثری از خود به نام «شجرهنامه مغولان» ادعا کرد که خود یک مغول است و ارگنهکن نیز یک اسطوره آفرینش با اصالت مغولی میباشد و ترکهای قرن ۱۷ در خیوه از تبار مغولان هستند. وی خود را نیز از تبار مغولان نامید. سپس قبایل به دو دسته به نامهای نیرون و دارلیگین تقسیم شدند. این دو قبیله از قبایل مشهور مغول هستند و بهادرخان در کتاب خود، از مردم تبتی نیز بعنوان یکی از نژادهای مغول نام بردهاست.[7][8]
نسخه ترکی

در نسخه ترکی این اسطوره، داستان ارگنهکُن به داستان آفرینش نخستین خاقانات گوکترک بازمیگردد. داستان به این شرح است که در میان قبایل مغولتبار بحران و جنگ بزرگی رخ میدهد و پس از شکست در یک نبرد نظامی در برابر دشمنی نامعلوم، همه قبایل ترکی بجز قبیله کیان و نوکوز کشته شدند و به صخرههای افسانهای ارگنهکُن که مکانی کوهستانی است پناه میبرند و نوادگان آنها به مدت ۴ سده در آن کوهستان زندگی میکنند. سرانجام یک آهنگر موفق میشود تا با ذوب کردن کوه، راهی برای خروج از آن درهها پیدا کند و به این شیوه گرگ خاکستری آسنا به کمک آنها میآید و آنها را به بیرون از کوهستان راهنمایی میکند. این مردم به محض آزاد شدن از کوهستان، نخستین خاقانات گوکترک را بنیانگذاری میکنند و آن درهها نیز بعنوان پایتخت خاقانات گوکترک معرفی میشود. سپس شاه ترکها «سیونگ خان» Siung Khan با شاه قرقیز متحد شده و خاقانات سوم ترکی را تشکیل میدهد به جستجوی سرزمین گرمتری میروند.[10][11][12][13][14][15] یک جشن یادبود سالانه در میان مردم ترک وجود دارد که به مناسبت این رویداد برگزار میشود.[16]
نسخهٔ افسانهای از این رویداد

بنابر روایتی از افسانه «بوزقورد» که مربوط به سرگذشت خاندان آشینا است، سرزمین ترکان مورد هجوم همسایگان قرار گرفت. همهٔ مردم آن سرزمین کشته شدند، تنها پسر خردسالی زنده ماند و دشمنان دست و پای او را بریدند و او را درون باتلاق انداختند. ماده گرگی به نام آسِنا پسرک را نجات داده و به او شیر داد و از پسرک آبستن شد. ماده گرگ به سرزمین آلتای رفت و در آنجا ده فرزند زایید. اندک اندک تعداد آنها فزونی یافت و از کوهستان بیرون آمدند و پس از گذشت زمان خود را فرمانروایان سرزمین ژوژان نامیدند؛ بنابراین یک پسر ترکنژاد با نسل گرگ درآمیخت و نسل تورکیوت پدیدار شد. این داستان افسانهای درواقع از حقیقت اسطورهای سرچشمه گرفته که بعدها ساخته شدهاست و جنبه عقلانی ندارد.[17]
در ادبیات ترکی


ویژه دوران عثمانی
در واپسین سالهای امپراتوری عثمانی واژه ارگنهکُن توسط مردم و بهویژه جنبشهای ناسیونالیسم ترکی و پانترکی به ادبیات ترکی استانبولی راه یافت. در این روایات، زندانی شدن مردم ترک در کوهستانهای رشتهکوه آلتای برای مردم روایت شد. در سال ۱۸۶۴ احمد رفیق پاشا، شجرهنامه ترکان را به زبان ترکی عثمانی ترجمه کرد که در روزنامهٔ عثمانی «تصویر افکار» چاپ شد.[18][19][18][20] اشعار ضیا گوک آلپ در رابطه با ارگنهکن در سال ۱۹۱۳ در عثمانی با عنوان Türk Duygusu[21][22][23] و در سال ۱۹۱۴ با عنوان Kızılelma چاپ شد.[24] در سال ۱۹۲۵ و در پسای تغییر خط در جمهوری نوپای ترکیه، شجرهنامه ترک به الفبای ترکی استانبولی نیز نوشته شد و با عنوان Oğuznâme (اوغوزنامه) در سال ۱۹۲۸ در شهر اسکندریه مصر به چاپ رسید.[25]
ویژه دوران جمهوری ترکیه
پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و تشکیل جمهوری ترکیه، نخستین نویسندهای که کشور جدید را به افسانه ارگنهکُن مرتبط کرد یعقوب قدری قراعثماناوغلو بود که چند مقاله دربارهٔ جنگ استقلال ترکیه نوشت. تفسیرهای او نقش بسزایی در ناسیونالیسم نوین در کشور ترکیه داشتهاست.[26] داستانهای روایت شده در دوران جمهوری ترکیه افسانههای مربوط به رهایی مردم ترک است که از خطر انقراض نجات یافتند و با راهنمایی توتِم خدای گرگسان قوم خود که به شکل یک گرگ خاکستری به نام آسنا ظاهر شدهاست از کوهستان سرزمین آلتای رهایی یافتند.[27] از آن پس تاکنون گرگ خاکستری بعنوان نماد ناسیونالیسم ترکی در میان مردم ترک و ترکزبان بهکار میرود؛ تا جایی که شاعر مشهور ترکزبان ناظم حکمت در شعری میهنپرستانه به نام قوای ملیه از مصطفی کمال آتاترک با لقب «گرگ بلوند» یاد میکند. در دهه ۱۹۳۰ میلادی و نخستین سالهای بنیانگذاری جمهوری ترکیه، گرگ آسنا که نماد رهایی از کوهستان بودهاست، بعنوان نماد ناسیونالیسم، میهنپرستی و تعیین سرنوشت بروز میکند.[28] گرگ خاکستری و نام آسنا نقش بارزی در جهتدهی اندیشه پانترکیسم و قوممداری در میان ترکان انقلابی داشتهاست.[29][30][31]
گرگ خاکستری
حیوان گرگ خاکستری که ترکان را از رشتهکوه آلتای به سمت جنوب راهنمایی کرد دارای یک نماد است که توسط پیروان پانترکیسم همانند گروه گرگهای خاکستری بعنوان نماد اتحاد میان ملت تورک استفاده میشود. این نماد «بوزقورد» نام دارد و پیروان این گروهها با دو انگشت گوشهای گرگ و با سه انگشت دیگر پوزه و دهان او را شکل میدهند.[32][33] دولتهای آلمان و فرانسه در پی ممنوع کردن فعالیت گروه گرگهای خاکستری و گروههای پانترک مشابه هستند. به کار بردن نمادهای اندیشهٔ پانترکسیم همانند نماد رابعه و «نماد گرگهای خاکستری» (به انگلیسی: Graywolf sign) (به ترکی استانبولی: Kurt işaret) (بوزقورد) هردو در این کشورها ممنوع هستند.[34][35][36][37]
کشور اتریش نیز نمادهای رابعه و گرگهای خاکستری را ممنوع کرد و این ممنوعیت اعتراض کشور ترکیه را دربرداشته است.[38]
در ایران رحیم و سعدالله ساسانی به دلیل حمایت از آذربایجان علیه ارمنستان در رابطه با جنگ قرهباغ به زندان افتادند و پس از آزادی از زندان با نشان دادن علامت گرگ خاکستری، وفاداری خود را به این جنبش اعلام کردند.[39][40]
منابع
- Jāmiʿ al-tawārīkh
- Abulghazi Bahadur, "Genealogy of the Turk"
- Zoriktuev, B. R. (2015-09-01). "THE TURKIC VERSION OF THE ORIGINS OF THE ERGENE-KUN LEGEND: MISTAKES AND DELUSIONS". Archaeology, Ethnology and Anthropology of Eurasia. 43 (3): 107–115. doi:10.1016/j.aeae.2015.11.011. ISSN 1563-0110.
- Jiexian Chen, Guoli Taiwan daxue, Proceedings of the Fifth East Asian Altaistic Conference, December 26, 1979 – January 2, 1980, Taipei, China, National Taiwan University, 1980. According to Reshideddin's record original Mongols, historically, were divided into two parts. They are: 1. Those branches descended from the Original Mongol Tribes, which had been in ارکننه قون Ergenekon… Those tribes are: The origin of Mongols were descendants from these two persons, Nekuz and Qiyan and their wives who escaped to Ergenkon. (in English)
- Bahaeddin Ögel, Türk Mitolojisi Vol. I, Milli Eğitim basımevi, İstanbul, 1971, Türk Mitolojisi I: 'Kaynakları ve Açıklamaları İle Destanlar, Tütk Tarih Kurumu, Ankara, 1989, pp. 14–15. (in Turkish)
- Dursun Yıldırım, "Ergenekon Destanı", Türkler, Vol. 3, Yeni Türkiye, Ankara, 2002, شابک ۹۷۵۶۷۸۲۳۶۶, pp. 527–43. (in Turkish)
- Bahaeddin Ögel, Türk Mitolojisi Vol. I, Milli Eğitim basımevi, İstanbul, 1971, Türk Mitolojisi I: 'Kaynakları ve Açıklamaları İle Destanlar, Tütk Tarih Kurumu, Ankara, 1989, pp. 14–15. (in Turkish)
- Dursun Yıldırım, "Ergenekon Destanı", Türkler, Vol. 3, Yeni Türkiye, Ankara, 2002, ISBN 975-6782-36-6, pp. 527–43. (in Turkish)
- http://geacron.com/home-en/
- Oriental Institute of Cultural and Social Research, Vol. 1–2, 2001, p. 66
- Murat Ocak, The Turks: Early ages, 2002, pp. 76
- Dursun Yıldırım, "Ergenekon Destanı", Türkler, Vol. 3, Yeni Türkiye, Ankara, 2002, شابک ۹۷۵−۶۷۸۲−۳۶−۶ , pp. 527–43.
- İbrahim Aksu: The story of Turkish surnames: an onomastic study of Turkish family names, their origins, and related matters, Volume 1, 2006, p. 87
- H. B. Paksoy, Essays on Central Asia, 1999, p. 49
- Andrew Finkle, Turkish State, Turkish Society, Routledge, 1990, p. 80
- Michael Gervers, Wayne Schlepp: Religion, customary law, and nomadic technology, Joint Centre for Asia Pacific Studies, 2000, p. 60
- ایران و ترکان، ص ۳۳
- İsa Özkan, "Ergenekon Destanı Hakkında", Türk Yurdu, Cilt: 29, Sayı: 265, Eylül 2009, pp. 43–47. (in Turkish)
- Abu'l-Gâzî, Şecere-i Evşâl-i Türkiyye, [Ahmed Vefik Pasha neşri], Dersaadet, 1864.
- Ali Duymaz, Ömer Seyfettin'in Kaleme Aldığı Destanlar Üzerine Bir Değerlendirme", Balıkesir Üniversitesi Sosyal Bilimler Enstitüsü Dergisicilt:12, sayı: 21, Haziran 2009, p. 415. (in Turkish)
- Mehmed Ziya, "Ergenekon", Türk Duygusu, no. 1, pp. 7–10.
- Mehmed Ziya, "Ergenekon", Türk Duygusu, no. 1, pp. 7–10.
- "Ergenekon", Altın Armağan, no. 1 (Türk Yurdu, no. 24's supplement, Istanbul, 1328), p. 20.
- Ziya Gökalp, Ziya Gökalp Külliyatı I: Şiirler ve Halk Masalları, haz. Fevziye Abdullah Tansel, Türk Tarih Kurumu, Ankara, 1989, s. xlii, 78–83. (in Turkish)
- Metin Özarslan, "Oğuz Kağan Destanı'nda Tarihî, Dinî, Beşerî ve Tabiatüstü Unsurlar", Prof. Dr. Dursun Yıldırım Armağanı, Ankara, 1998, p. 426. (in Turkish)
- Göknar, Erdag (2013-02-15). Orhan Pamuk, Secularism and Blasphemy: The Politics of the Turkish Novel. Routledge. p. 6. ISBN 978-1-136-16428-6.
- Halman, Talah. A Millennium of Turkish Literature. pp. 5–6.
- Göknar, Erdag (2013-02-15). Orhan Pamuk, Secularism and Blasphemy: The Politics of the Turkish Novel. Routledge. p. 6. ISBN 978-1-136-16428-6. https://books.google.com/books?id=KQn2dAvGF7gC&pg=PA6
- Halman, Talah. A Millennium of Turkish Literature. pp. 5–6.
- Türk Tarihinin Ana Hatları, Kaynak Yayınları, 1999, شابک ۹۷۵−۳۴۳−۱۱۸-X ; p. 380. (first edition: 1930) (in Turkish)
- Tarih II: Kemalist Eğitimin Tarih Dersleri (1931 - 1941), Kaynak Yayınları, 2001, شابک ۹۷۵−۳۴۳−۳۱۹−۰ , p. 44. (first edition: 1931) (in Turkish)
- «Erdoğan salutes crowd with nationalist grey wolf sign» (به انگلیسی). turkishminute.com. ۲۰۱۸-۰۳-۱۰.
- «Shadowy Turkish Ultra-Nationalist Group Under Scrutiny in Europe» (به انگلیسی). voanews. ۲۰۲۰-۱۱-۰۸.
- «Who are the Grey Wolves and why is France banning them?» (به انگلیسی). middleeasteye. ۲۰۲۰-۰۷-۱۱.
- «Germany seeks to ban Turkish 'Gray Wolves' far-right symbols» (به انگلیسی). DW. ۲۰۲۰-۰۷-۰۲.
- «France has banned the 'Grey Wolves' – but who are they?» (به انگلیسی). aljazeera.com. ۲۰۲۱-۱۱-۲۴.
- {{یادکرد خبر|کوشش=neweurope.eu|تاریخ=2017-03-11|عنوان=Germany’s political opposition wants Turkish ultra-nationalist Grey Wolves banned|نشانی=https://www.neweurope.eu/article/germanys-political-opposition-wants-turkish-ultra-nationalist-grey-wolves-banned/%7Cزبان=
- «Turkey condemns Austria's ban on 'grey wolf,' Rabia signs» (به انگلیسی). dailysabah. ۲۰۱۸-۱۲-۱۲.
- «رحیم و سعداله ساسانی آزاد شدند» (به انگلیسی). aznews.tv. ۲۰۲۰-۰۷-۳۰.
- «آزادی موقت رحیم و سعدالله ساسانی فعالین ملی آزربایجانی از زندان تبریز با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی» (به انگلیسی). gadtb.com. ۲۰۲۰-۰۷-۳۰.