سفیدرود
سفیدرود یا سپیدرود (به زبان گیلکی: اسپی بیه یا اسپی رۊ[1]) دومین رود بلند ایران پس از رود کارون (با طول ۷۵۰ کیلومتر) و بزرگترین رود شمال ایران است که از ترکیب دو رود شاهرود و قزل اوزن که در شهر منجیل به هم میپیوندند شکل میگیرد و تا ریختن به دریای کاسپی عرض استان گیلان را میپیماید؛ و از منجیل تا کرانه دریا همه جا سفیدرود به سمت شمال شرقی جاری و جریانش سریع و مقدار آب آن زیاد است. از سد سفیدرود تا گندلان بستر آن بین دو کوه و بسیار باریک و از این نقطه به بعد دلتای وسیعی با شاخههای زیاد تشکیل داده شاخه اصلی آن پس عبور از شهرستان رودبار، شهرستان رشت، شهرستان آستانه اشرفیه در پارک ملی بوجاق به دریای کاسپی میریزد.[2]
سفیدرود | |
---|---|
![]() | |
ویژگیهای ظاهری | |
دهانه | دریای کاسپی |
• مختصات | ورودی سفیدرود سالانه ۱۷۵۰ میلیون متر مکعب |
• ارتفاع | -۲۸ واحد؟ |
طول | ۶۷۰ کیلومتر |
دبی | ۳۲ متر بر ثانیه |
ویژگیهای حوضه | |
شبکه رود | جلگه خزر |
این رود علاوه بر اینکه در پیدایش تمدن و اقتصاد منطقهای که در آن جاری است تأثیر داشتهاست. عامل مهم پدید آمدن دو ناحیهٔ تاریخی آن سوی رودی و این سوی رودی یا بیهپس و بیهپیش است با توجه به اهمیت این رود در منطقه بسیاری از جغرافیانگاران اسلامی و سفرنامهنویسان در منابع خود از رود و نامهای آن یاد کردهاند.[3]
تنوع آبزیان
بر اساس بررسیهای انجام شده در طرح جامع شیلاتی طی سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ در ناحیه دهانه رودخانه سفیدرود تا سد سفیدرود و سر شاخههای قزلاوزن و شاهرود، ۴۵ گونه و زیرگونه ماهی متعلق به ۳۶ جنس و ۱۷ خانواده شناسایی شده که در بین ماهیهای مهاجر عمدهترین آنها عبارتند از: اوزون برون، تاس ماهی، ماهی سفید، کپور معمولی، سس ماهی، لای ماهی، اسبله، سفید کولی، شاه کولی، سیاه کولی و البته ماهیهای خانواده کپور بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادهاند. رودخانه سفیدرود از لحاظ مهاجرت و زاد و ولد آبزیان بخصوص گونههای ماهیان خاویاری و گونههای ماهیان استخوانی از رودخانههای منحصربه فرد در حوزه جنوبی دریای خزر میباشد.[4]

تهدید زیستمحیطی
کمآبی
احداث بی ضابطه سدهای متعدد در بالادست و رودخانههای قزل اوزن و شاهرود سبب کمآبی این رود شده و این رودخانه که در گذشته حتی دارای قابلیت کشتیرانی کوچک و متوسط بود این قابلیت را از دست دادهاست.[5]
واژهشناسی و تاریخچهٔ نام
نام بومی آن به ویژه در استان گیلان، اسپی بیه یا اسپی رو[1] میباشد که در زبان گیلکی معنی رود سفید را میدهد. نام غیر بومی آن مختلف و معمولاً ترجمههای متفاوت نام بومی میباشد:
برخی از اوستاشناسان سفید رود را همان رود دائیتی در اوستا میدانند.[5][9]
نامهای غیر بومی این رود را میتوان در سه گروه، ردهبندی کرد؛ نامهای غیربومی دوران مهاجمان باستانی یونانی، مهاجمان اسلامی عربی، مهاجمان مغولی آلتائی، معاصر ایرانی. توجه شود که همگی این نامها از خاستگاه (چهل چشمه) تا دهانه رود را در بر میگرفتهاست.
آماردوس، پنداشته میشود که نام این رود نزد مهاجمان یونانیتبار بودهاست. این نام امروزه کاربرد ندارد. دیاکونوف نام قدیم سفیدرود را آمِرد یا آماردوس ذکر میکند و مینویسد «منطقهٔ کوهستانی واقع در جنوب شرقی مسیر پایین رود ارس و نواحی مصب قزل اوزن که توسط قبایل کادوسیان و کاسپیها مسکون بوده مطیع ماد نگشته و جز آن سرزمین محسوب نمیشود. یونانیان نام این رود را از قوم جنگجوی آمارد که در گیلان و مناطق غربی مازندران فعلی میزیستند، اخذ نمودهاند
النهرالابیض، نامی است که مهاجمان اسلامی عربی به کار میبردند. در زبان عربی، النهر به معنی رود، و الابیض به معنی سفید، میباشند.
هولان موران نخستین نامی است که مهاجمان مغول در این باره به کار بردند. سپس، ایشان در دوره تسلط، این نام را به قزل اوزن، تغییر دادند. هر دو این نامها به معنی رود سرخ میباشند. نام قزل اوزن، امروزه بر پارهای از این رود تا پیش از پیوستن به رود شاهرود، اطلاق میگردد. برای نمونه، کتاب نزهةالقلوب که در سال ۷۴۰ (قمری) نوشته شده این رود را به مغولی هولانموران خوانده که همان معنای نام ترکی آن را داراست.
سفیدرود این رود در محافل رسمی و اداری است نام درست آن سپیدرود است.[10]
نگارخانه
جستارهای وابسته
منابع
- زمینشناسی ایران، ژاک دو مورگان، ج ۱، ص ۲۰۹، پانویس ۲
- تاریخ سرزمین ایران، عباس پرویز، انتشارات نگاه، 1390.
- معصومه رضازاده. «جغرافیای تاریخی سپیدرود و دو ناحیهٔ بیهپس و بیهپیش در گیلان». گیلان ما فصلنامه سیاسی- ادبی- فرهنگی. بایگانیشده از اصلی در ۱ اکتبر ۲۰۱۸.
- "رودخانه سفیدرود (سد منجیل)".
- «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۱ اکتبر ۲۰۱۸. دریافتشده در ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹.
- http://www.aftabir.com/articles/view/social/environment/c4c1183720153p1.php/سفید-رود-سیاه-شد
- http://www.icana.ir/Fa/News/259716
- http://www.isna.ir/fa/news/94072616806
- (بارتولد، ص297-298؛ دومرگان، همانجا؛ جکسون، ص445؛ نیز←خودزکو، ص 19، 40).
- کتاب گیلان، جلد اول، انتشارات گروه پژوهشگران ایران، چاپ دوم، زمستان ۱۳۸۰ خورشیدی.
- ابراهیم پورداوود؛ آناهیتا